تشبيه به حرارتى كه در ذغال پديد مىآيد كردهاند ، اگر ذغال در مجاورت آتش قرار گيرد اول گرم و سپس قرمز و سپس شعلهور و در مرحله چهارم روشن شده و نور مىدهد ، بر همين اساس گفتهاند :
تن زجان نبود جدا عضوى از اوست * جان زكل نبود جدا جزوى از اوست
پس بنابر هر دو تفسير مرگ انتقال شدن است نه فنا و نابودى از مرحوم صدوق و غير ايشان روايت شده كه پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : « ما خُلِقْتم للفَناء بَل خُلِقْتُم للبقا و انّما تَنْتَقِلوُنَ مِنْ دار الى دار » « 1 » : « شما خلق نشديد براى فنا و نابودى ، بلكه خلق شديد تا باقى بمانيد ، و همانا منتقل مىشود ( در وقت مرگ ) از خانهاى به خانهاى ديگر » « 2 » .
وقتى بنا شد مرگ انتقال باشد ، پس بايد به فكر آذوقه و تحصيل تقوى بود ، كه
« انّ خَيرَ الزادِ التقوى » :
« بهترين توشه و آذوقه تقوا است » انسان عاقل و زيرك كسى نيست كه تنها براى امور دنيوى زيركى كند ، كه آخرت هم نياز به كياست و فراست دارد مرحوم مجلسى ( ره ) در كتابالعدل و المعاد از دو كتاب حسين بن سعيد كه از بزرگان محدثين است از امام باقر ( عليه السلام ) روايت كرده : قال سُئِل رسولُ الله ( صلى الله عليه وآله ) :
« اىٌ المومنين اكيس » ؟
قال :
« اكثرهم ذكراً للموت و اشدهم استعداداً له »
از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) سؤال شد : « كدام يك از مؤمنين با كياستتر و با فراستتراند » ؟ فرمودند : « آن كسى كه بيشتر ياد مرگ كند و خود را براى آن بهتر آماده سازد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . سوره بقره آيه 197 .
( 2 ) . رساله الانسان بعدالدنيا ، علامه طباطبائى صفحه 2 مخلوط ( به نقل از معادشناسى جلد 1 صفحه 79 ) .
( 3 ) . بحار ، جلد 6 آخوندى صفحه 126 .