6 - تحمل حوادث سخت
6 . نَزَلَتْ انْفُسهم مِنْهُم فى البَلاء كالّذى ( كالّتى ) « 1 » نَزَلَتْ ( نُزّلَتْ ) فى الرَخاء . « 2 »
هامش
( 1 ) . نسخه فيض و خويى « نَزَلْت » و نسخه ابن ابى الحديد ، صبحى صالح و ابن ميثم « نُزِّتَتْ » است و نسخه ابن ميثم و فيض و صبحى صالح « كالّتى » و ابن ابى الحديد و خويى « كالّذى » است ، البته ابن ميثم در شرح اعراب كالذى را توضيح داده است .
( 2 ) . نكته ادبى : پيرامون اعراب « كالّذى » و اين كه الّذى چه كلمهاى است سه نظر گفته شده است : 1 . از ابن ابى الحديد كه كالّذى صفت نزولًا است كه محذوف است والّذى صفت النزوال و ضمير عايد « نَزَلْتُه » چون منصوب است جايز است حذف آن مثل « ضربتُ الذى ضربتَ اى ضربتَه » .
تقدير چنين مىشود « نَزَلَتْ انْفُسُهم منهم فى حال البلاء نزولًا كالنزول الذى نَزَلتْه منهم فى حال الرخاء » اين وجه را به ابن ميثم هم مىتوان نسبت داد ، زيرا همچنان كه مرحوم خويى نسبت داده است زيرا تقدير را چنين گرفته « نزلت كالنزول الذى نزلَتْه فى الرخاء » .
از ابن ميثم كه كالذى در اصل كالذين بوده مثل قول خداوند تعالى ( كالذى خاضوا ) ( توبه ، 69 ) كه مىگويند ( كالذين خاضوا ) بوده و مراد تشبيه پرهيزكاران است در حال بلاء به كسانى كه درحال نعمت هستند ، شايان توجه است كه نحوى و اديب بلندمرتبه مرحوم رضى نجم الائمه در چنين جاهايى مىگويد : « كلمهاى در تقدير مىگيريم كه لفظاً مفرد و معنا جمع باشد ، مثل لفظ ( جمع وجِيْش ) مثل قول خداوند متعال « كَمَثَل الذى استَوقَدَ ناراً » ( بقره ، 17 ) كه تقديرش مىشود « كَمَثَل الجمع الذى استوقد ناراً » الذى و همچنين ضمير استوقد به اعتبار لفظ جمع مفرد آمده است ، اگر بخواهد الذى در آيه مخفف از « الذين » باشد جايز نيست ضمير عايد مفرد برگردد ( استوقد ) .
آيه ديگر مثل ( والذى جاء بالصدق وصَدَّق به اولئك هُمُ المتَّقوُن ) ( زمر ، 33 ) و اين گونه تقدير كه گفتيم كثير است ، ولى حذف نون از « الّذين » قليل است . ( نقل از شرح خويى ، جلد 12 ذيل اين خطبه ) .
از مرحوم خويى كه الّذى مصدريه است ، مثل ماء موصوله چنان كه يونس و اخفش ( دو تن از نحويين ) چنين گفتهاند در قول خداوند متعال ( ذلك الذى يُبشّر الله عباده الذين آمنوا ) ( شورى ، 23 ) اى ذلك تَبْشِير الله و همچنين گفتهاند در قول خداوند متعال ( وخُضْتُم كالّذى خاضوُا ) ( توبه ، 69 ) ، بنابراين وجه معناى اين فراز از خطبه چنين مىشود : نازل شد نفس آنها بر بلا و شدت مثل نازل شدن نفوس آنها در آسايش و نعمت ( در اين وجه و وجه اوّل دو حالت از نفوس پرهيزكاران مقايسه شده و در وجه دوم حالت بلا پرهيزكاران با حالت رخاء و آسايش غير آنها مقايسه و تشبيه شده است ) .
مرحوم خويى بعد از طرح سه وجه ، وجه اخير را اقرب و خالى از تكلف پنداشته است و بايد گفت اين بحث مبنايى است .