تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
كه روز قيامت توصيف به « عقيم » ( نازا ) شده اشاره به اين است كه آنها روز ديگرى پشت سر ندارند تا بتوانند به‌جبران گذشته برخيزند و در سرنوشت خود تغييرى ايجاد كنند . « 1 »

[ يَهَبُ : ]

« يَهَبُ لِمَن يَشآءُ » تعبير به « يَهَبُ » ، ( مىبخشد ) از مادّهء « هِبَة » دليل روشنى است كه هم دختران هديهء الهى هستند و هم پسران ، و فرق گذاشتن ميان اين دو ، از ديدگاه يك مسلمان راستين صحيح نيست ، هر دو « هبهء » او مىباشند . « 2 »

[ يَهْجَعُونَ : ]

« اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ » « يَهْجَعُونَ » از مادّهء « هجوع » ، به معناى خواب شبانه است . بعضى گفته‌اند : منظور اين است كه ، آنها اكثر شب را بيدار بودند و كمى از شب را مىخوابيدند ، و به اصطلاح همواره شب زنده‌دار بودند . ولى ، از آنجا كه اين حكم ، به صورت يك دستور عمومى براى پرهيزگاران و محسنين بعيد به نظر مىرسد ، اين تفسير مناسب نيست ، بلكه منظور اين است : آنها كمتر اتفاق مىافتاد تمام شب را بخوابند ، و به تعبير ديگر « ليل » ( شب ) به صورت جنس و عموم در نظر گرفته شده . « 3 »

[ يَهِدِّى : ]

« لّا يَهِدِّي إِلّا أَنْ يُهْدى » « يَهِدِّى » در اصل « يهتدى » بوده ، كه « تاء » آن تبديل به « دال » و در آن ادغام شده است . « 4 »

[ يُهْرَعُون : ]

« قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ » « يُهْرَعُون » از مادّهء « اهراع » به معناى راندن شديد است ، گويى غريزهء سركش جنسى ، اين قوم گمراه را به شدت به سوى ميهمان‌هاى لوط پيامبر ، مىراند ! « يُهْرَعُونَ » به صورت « صيغهء مجهول » از مادّهء « هَرَعَ » يا « اهراع » كه به معناى با سرعت دويدن است آمده ، در سورهء « صافات » اشاره به اين است كه : چنان دل و دين بر تقليد نياكان باخته‌اند كه گويى آنها را به سرعت و بىاختيار ، به دنبالشان مىدوانند ، گويى از خود اراده‌اى ندارند و اين اشاره به نهايت تعصب و شيفتگى آنها به خرافات نياكان است . « 5 »

[ يَهِيْجُ : ]

« ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ » « يَهِيْجُ » از مادّهء « هيجان » در لغت به دو معنا آمده است : نخست خشك شدن و زرد شدن گياه ، و ديگر ، به معناى به حركت در آمدن و جوش و خروش داشتن ، ممكن است اين دو معنا به يك ريشه باز گردد ؛ زيرا به هنگامى كه گياه خشك مىشود آمادّهء جدائى ، پراكندگى و حركت و هيجان مىگردد . « 6 »

[ يَهِيمُونَ : ]

« كُلِّ وادٍ يَهيمُونَ » « يَهِيمُونَ » از مادّهء « هيام » ( بر وزن قيام ) به معناى راه رفتن بدون هدف است ! « 7 »

[ يُهَيِّئ : ]

« مِّن رَّحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئ » « يُهَيِّئ » از مادّهء « تهيه » به معناى آماده ساختن است . « 8 »

[ يَيْأَسَ : ]

« أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذينَ آمَنُوا » « يَيْأَسَ » از مادّهء « يأس » به معناى نوميدى است ، ولى بسيارى از مفسران گفته‌اند : در اينجا به معناى علم است ، اما بنا به گفتهء « كسانى » ( طبق نقل فخر رازى ) هيچ گاه ديده نشده است كه « يَئِسَت » به معناى « عَلِمَت » بوده باشد و از گفتار « راغب » در « مفردات » چنين برمىآيد كه : « يأس » در اينجا به همان معناى معروف آن است ، ولى لازمهء هر يأسى علم به عدم تحقيق آن موضوع است ، بنابراين ، ثبوت يأس آنها لازمه‌اش علم
هامش
( 1 ) . حجّ ، آيهء 55 ( ج 14 ، ص 162 ) ( 2 ) . شورى ، آيهء 49 ( ج 20 ، ص 509 ) ( 3 ) . ذاريات ، آيهء 17 ( ج 22 ، ص 331 ) ( 4 ) . يونس ، آيهء 35 ( ج 8 ، ص 350 ) ( 5 ) . هود ، آيهء 78 ( ج 9 ، ص 220 ) ؛ صافات ، آيهء 70 ( ج 19 ، ص 88 ) ( 6 ) . زمر ، آيهء 21 ( ج 19 ، ص 443 ) ؛ حديد ، آيهء 20 ( ج 23 ، ص 365 ) ( 7 ) . شعراء ، آيهء 225 ( ج 15 ، ص 404 ) ( 8 ) . كهف ، آيهء 16 ( ج 12 ، ص 398 )