آنهاست ، ولى اين گفتار « راغب » نتيجهاش اين مىشود كه يأس در اينجا به معناى علم به وجود نباشد ، بلكه به معناى علم به عدم باشد ، كه با مفهوم آيه سازگار نيست ، از اينرو معناى همان است كه مشهور مفسران گفتهاند و شواهدى از سخن عرب نيز بر آن آوردهاند . نمونهء اين شواهد را « فخر رازى » در تفسيرش آورده است ( دقت كنيد ) . « 1 »
[ يُؤْثَر : ]
« إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ »
جملهء « يُؤْثَر » از مادّهء « اثر » به معناى روايتى است كه از پيشينيان نقل شده و آثارى است كه از آنها باقى مانده و بعضى آن را از مادّهء « ايثار » به معناى برگزيدن و مقدم داشتن دانستهاند . « 2 »
[ يَؤُدُهُ : ]
« وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا »
« يَؤُدُهُ » در جملهء « وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا » در اصل ، از ريشهء « اوْد » ( بر وزن قول ) به معناى ثقل و سنگينى مىباشد ، يعنى حفظ آسمانها و زمين براى خداوند هيچگونه سنگينى و مشقتى ندارد ؛ زيرا او همانند مخلوقات و بندگان خود نيست كه قدرتشان محدود باشد و گاهى از نگهدارى چيزى خسته و ناتوان شوند ، قدرت او نامحدود است و اصولًا براى يك قدرت نامحدود سنگينى و سبكى ، مشقت و آسانى مفهومى ندارد ، اين مفاهيم همه در مورد قدرتهاى محدود صدق مىكند ! « 3 »
[ يُؤْفَكُونَ : ]
« انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ »
« يُؤْفَكُونَ » از مادّهء « افك » و آن در اصل به معناى منصرف ساختن از چيزى است و « مأفوك » به كسى گفته مىشود كه : از حق باز داشته شده است ، اگر چه بر اثر تقصير خودش باشد و از آنجا كه دروغ انسان را از حق باز مىدارد به آن « افك » گفته مىشود .
و به همين تناسب ، بر دروغ و نيز بادهاى مخالف اطلاق مىشود . تعبير « يُؤْفَكُون » به صيغهء مجهول ، اشاره به اين است كه : آنها قدرت بر تصميمگيرى ندارند ، گويى بى اراده به سوى بتپرستى كشيده مىشوند ! « 4 »
[ اليَوْم : ]
« الْيَوْمَ في ضَلالٍ مُّبينٍ »
بعضى از مفسران كلمهء « اليَوْم » در جملهء « لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » را به معناى روز قيامت گرفتهاند ، كه مفهوم آيه اين مىشود : در آنجا بينا و شنوا خواهند شد اما اين بينايى و شنوايى در آن روز سودى به حالشان نخواهد داشت ، و در ضلال مبين
هامش
( 1 ) . رعد ، آيهء 31 ( ج 10 ، ص 260 )
( 2 ) . مدثّر ، آيهء 24 ( ج 25 ، ص 236 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 255 ( ج 2 ، ص 322 )
( 4 ) . مائده ، آيهء 75 ( ج 5 ، ص 55 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 61 ( ج 16 ، ص 354 )