تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
است ، مانند سقوط سنگ از بلندى ، وهنگامى كه در مورد انسان به كار رود به معناى پايين رانده شدن به عنوان مجازات است . « 1 »

[ هجر جميل : ]

« وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلًا » « هجر جميل » به معناى « دورى و جدايى شايسته » ، و هجران توأم با دلسوزى ، دعوت و تبليغ به سوى حق است ، كه يكى از روش‌هاى تربيتى در مقطع‌هاى خاصى محسوب مىشود ، و هرگز منافات با مسألهء « جهاد » در مقطع‌هاى ديگر ندارد كه هر كدام جايى و هر نكته مقامى دارد . و به تعبير ديگر ، اين دورى ، بى اعتنايى نيست ، بلكه خود نوعى اعتنا است و به هر حال اين كه بعضى حكم آيهء فوق را منسوخ به آيات جهاد دانسته‌اند ، صحيح نيست . « 2 »

[ هدايت : ]

« وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ » منظور از « هدايت » راه‌يابى به سوى مقصود ، يعنى تكامل و پيشرفت انسان در تمام جنبه‌هاى مثبت است . « 3 »

[ هُدْنَا : ]

« إِنَّا هُدْنآ إِلَيْكَ » « هُدْنَا » از مادّهء « هَوْد » ( بر وزن صوت ) به معناى بازگشت توأم با نرمى و آرامش است و به طورى كه بعضى از لغويين گفته‌اند ، هم بازگشت از خير به شرّ را شامل مىشود و هم از شرّ به خير را . ولى در بسيارى از موارد به معناى توبه و بازگشت به اطاعت فرمان خدا آمده است . « راغب » در كتاب « مفردات » از بعضى نقل مىكند : « نامگذارى قوم يهود به اين نام ، به خاطر همين سخنى است كه با خدا داشتند و در واقع اين نام يك نوع مدح و ستايش از آنها بوده و زنده‌كنندهء خاطرهء بازگشت آنها به سوى خدا ، سپس معناى اصلى فراموش شده ، و به عنوان نامى روى اين قوم و ملت باقى مانده است » . اما با توجّه به اين كه : بعضى ديگر از لغويين معناى آن را هر گونه بازگشت از شرّ به خير ، و يا از خير به شرّ ، ذكر كرده‌اند ، مىتوان گفت : اين كلمه چندان متضمن مدح نيست ، بلكه ممكن است حكايت از نوسان روحى و ناپايدارى اخلاقى اين جمعيت كند . و بعضى ديگر از مفسران گفته‌اند : علت نامگذارى اين قوم ، به « يهود » ارتباطى با اين سخن ندارد ، بلكه در اصل از مادّهء « يهوذا » كه نام يكى از فرزندان يعقوب عليه السلام است گرفته شده ، و سپس ذال تبديل به دال گرديده و « يهودا » شده و منسوب به آن يهودى مىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . طه ، آيهء 123 ( ج 13 ، ص 363 ) ( 2 ) . مزمّل ، آيهء 10 ( ج 25 ، ص 185 ) ( 3 ) . يونس ، آيهء 57 ( ج 8 ، ص 390 ) ( 4 ) . اعراف ، آيهء 156 ( ج 6 ، ص 463 )