تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
اما گاهى به مكانى كه بايد كارى در آن انجام پذيرد ، گفته مىشود ، مانند « ميقات حج » يعنى مكانى كه هيچ كس بدون احرام نمىتواند از آنجا بگذرد . و منظور از « ميقات » در سورهء « واقعه » همان « وقت مقرر قيامت » است ، كه در آن روز ، همهء انسان‌ها در محشر براى رسيدگى به حساب‌هايشان اجتماع مىكنند ، گاهى نيز به صورت كنايه ، براى مكانى كه براى انجام كارى مقرّر شده است به كار مىرود . « 1 »

[ مَيْمَنَة : ]

« مَا أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ » اين احتمال داده شده كه « مَيْمَنَة » از مادّهء « يمن » به معناى سعادت و خوشبختى و بركت است ، يعنى آنها صاحبان بركتند كه وجودشان هم براى خودشان بركت دارد ، و هم براى جامعه . « 2 »

[ ميمون : ]

« ميمون » از مادّهء « يُمْن » به معناى « يامن » كسى كه مايهء خوشبختى است . « 3 »

[ مُؤْصَدَه : ]

« عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَةُ » « مُؤْصَدَه » از مادّهء « ايصاد » به معناى بستن در و محكم كردن آن است ، و لذا به اطاقك‌هايى كه در درون كوه‌ها براى جمع اموال به وجود مىآوردند ، « وَصِيد » مىگفتند . « 4 » * * *
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 142 ( ج 6 ، ص 405 ) ؛ واقعه ، آيهء 50 ( ج 23 ، ص 244 ) ؛ نبأ ، آيهء 17 ( ج 26 ، 45 ) ( 2 ) . واقعه ، آيهء 8 ( ج 23 ، ص 214 ) ؛ بلد ، آيهء 18 ( ج 27 ، ص 44 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 101 ( ج 12 ، ص 339 ) ( 4 ) . بلد ، آيهء 20 ؛ همزه ، آيهء 8 ( ج 27 ، صفحات 45 ، 342 )