نماز مغرب و عشا را « عشائين » مىگويند .
حتى از بعضى كلمات استفاده مىشود كه « عَشِىّ » از زوال ظهر تا صبح فردا را نيز شامل مىشود .
اما با توجّه به اين كه « اصيل » در آيهء شريفه در مقابل « بكرة » ( صبحگاهان ) قرار گرفته ، و بعد از آن نيز سخن از عبادت شبانه به ميان آمده ، روشن مىشود منظور همان طرف آخر روز است . « 1 »
[ أَضْعاف : ]
« فَيُضعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيْرَةً »
« أَضْعاف » جمع « ضِعْف » ( بر وزن شعر ) به معناى دو يا چند برابر كردن چيزى است ؛ با توجّه به اين كه اين واژه ، به صورت جمع آمده و با كلمهء « كَثِيْرَةً » ، تأكيد شده است به علاوه جملهء « يُضاعِفُ » نيز تأكيد بيشترى از « يُضَعِّفَ » مىرساند . « 2 »
[ أَضْغاث : ]
« أَضْغاثُ أَحْلامٍ »
« أَضْغاث » جمع « ضِغث » ( بر وزن حرص ) به معناى يك بسته از هيزم يا گياه خشكيده ، يا سبزى يا چيز ديگر است . « 3 »
[ إعْتَبِرُوا : ]
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصَارِ »
« اعْتَبِرُوا » از مادّهء « اعتبار » در اصل از « عبور » گرفته شده كه به معناى گذشتن از چيزى به سوى چيز ديگر است و اين كه به اشك چشم « عبرة » گفته مىشود ، به خاطر عبور قطرات اشك از چشم است . و « عبارت » را از اين رو « عبارت » مىگويند كه مطالب و مفاهيم را از كسى به ديگرى منتقل مىكند ؛ و اطلاق « تعبير خواب » بر تفسير محتواى آن به خاطر اين است كه ، انسان را از ظاهر به باطن آن منتقل مىسازد . و به همين مناسبت ، به حوادثى كه به انسان پند مىدهد « عبرت » مىگويند ؛ چرا كه انسان را به يك سلسله تعاليم كلّى رهنمون مىگردد و از مطلبى به مطلب ديگر منتقل مىكند . « 4 »
[ إعتكاف : ]
« وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ »
« اعتكاف » از مادّهء « عكف » در اصل به معناى محبوس ماندن و مدتى طولانى در كنار چيزى بودن است ؛ و در اصطلاح شرع ، توقف در مساجد براى عبادت مىباشد كه حداقل آن سه روز و شرط آن روزه داشتن و ترك بعضى ديگر از لذائذ است . « 5 »
[ إعْتِلُوه : ]
« خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ »
« اعْتِلُوه » از ماده « عَتل » ( به وزن قتل ) ، به
هامش
( 1 ) . انسان ، آيهء 25 ( ج 25 ، ص 378 )
( 2 ) . بقره ، آيهء 245 ( ج 2 ، ص 264 )
( 3 ) . يوسف ، آيهء 44 ( ج 9 ، ص 498 ) ؛ انبياء ، آيهء 5 ( ج 13 ، ص 390 )
( 4 ) . حشر ، آيهء 2 ( ج 23 ، ص 500 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 187 ( ج 1 ، ص 735 )