بنابراين ، بر خلاف آنچه بسيارى تصور مىكنند « اعراب » جمع « عرب » نيست ؛ بلكه به معناى عربهاى باديهنشين است . ولى ، در اخبار و روايات اسلامى مفهوم وسيعترى پيدا كرده و به تعبير ديگر مفهوم اسلامى آن با منطقهء جغرافيايى بستگى ندارد ؛ بلكه با طرز تفكر و منطقهء فكرى مربوط است . آنها كه دور از آداب و سنن و تعليم و تربيت اسلامى هستند - هر چند شهرنشين باشند - اعرابىاند و باديهنشينان آگاه و آشنا به آداب و سنن اسلامى ، اعرابى نيستند و مدنى به شمار مىروند . « 1 »
[ إعراض : ]
« عَنْها مُعْرِضينَ »
تعبير به « اعراض » ( روى گرداندن ) نشان مىدهد كه آنها حتى حاضر نبودند اين آيات را بشنوند و يا به آن نظر بيفكنند . « 2 »
[ أعراف : ]
« عَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ »
« اعراف » در لغت ، جمع « عُرف » ( بر وزن گُفت ) به معناى محل مرتفع و بلند است . و اين كه به يالهاى اسب و پرهاى بلند پشت گردن خروس ، « عُرْفُ الْفَرَس » يا « عُرْفُ الدِّيْك » گفته مىشود ، به همين جهت است كه در محل مرتفعى از بدن آنها قرار دارد . « 3 »
[ أَعْرَضَ : ]
« الإِنْسانِ أَعْرَضَ »
« أَعْرَضَ » از مادّهء « اعراض » به معناى روىگردانيدن ؛ و در اينجا منظور روى برگردانيدن از خدا و حق است . « 4 »
[ إِعْصار : ]
« فَأَصابَهآ إِعْصارٌ »
« اعْصار » از مادّهء « عصر » در لغت به معناى گردباد است كه به هنگام وزش باد از دو سوى مخالف تشكيل مىگردد ، به شكل عمودى يك سر آن به زمين چسبيده و سر ديگر آن در آسمان است و گاه بسيارى از اشياء را با خود مىبرد . « 5 »
[ أَعْطى : ]
« فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى »
منظور از « أَعْطى » از مادّهء « عطى » همان انفاق در راه خدا و كمك به نيازمندان است .
بعضى نيز گفتهاند : « أَعْطى » اشاره به عبادات مالى است . « 6 »
[ أَعِظُكُم : ]
« قُلْ إِنَّمآ أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ »
« أَعِظُكُم » ( شما را اندرز مىدهم ) از مادّهء « وعظ » در حقيقت بيانگر اين واقعيت است كه من خير و صلاح شما را در اين سخن در
هامش
( 1 ) . توبه آيات 97 ، 98 و 101 ( ج 8 ، صفحات 118 ، 123 ، 147 )
( 2 ) . حجر ، آيهء 81 ( ج 11 ، ص 141 )
( 3 ) . اعراف ، آيهء 46 ( ج 6 ، ص 227 )
( 4 ) . اسراء ، آيهء 83 ( ج 12 ، ص 270 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 266 ( ج 2 ، ص 388 )
( 6 ) . ليل ، آيهء 5 ( ج 27 ، ص 90 )