تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥

ل

[ لاتَبْتَئِس : ]

« فَلا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا » « لاتَبْتَئِس » از مادّهء « بُؤس » و « بأس » در اصل به معناى ضرر و شدت است و در اينجا به معناى اين است كه اندوهگين و غمناك مباش . « 1 »

[ لاتُجادِلُوا : ]

« وَلا تُجادِلُوا أَهْلَ الْكِتابِ » « لاتُجادِلُوا » از مادّهء « جدال » در اصل ، به معناى « تابيدن طناب و محكم كردن » آن است ، اين واژه در مورد ساختمان محكم و مانند آن نيز به كار مىرود ، و هنگامى كه دو نفر به بحث مىپردازند ، و در حقيقت هر كدام مىخواهد ديگرى را از عقيده‌اش بپيچاند ، به اين كار ، « مجادله » گفته مىشود ، به كشتى گرفتن نيز « جدال » مىگويند ، و به هر حال منظور در اينجا بحث و گفتگوهاى منطقى است . « 2 »

[ لاتُخْزِنِي : ]

« وَ لا تُخْزِني يَوْمَ » « لا تُخْزِنِي » از مادّهء « خزى » ( بر وزن حزب ) - به طورى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد - به معناى « شكست روحى » ( و شرمسارى ) است كه يا از ناحيهء خود انسان است كه به صورت حياء مفرط ، جلوه‌گر مىشود ، و يا از ناحيهء ديگرى است كه بر انسان تحميل مىكند . « 3 »

[ لاتُرْهِقْنِى : ]

« وَ لا تُرْهِقْني مِنْ أَمْرِى » « لا تُرْهِقْنِى » از مادّهء « ارهاق » به معناى پوشاندن چيزى است با قهر و غلبه ، و گاه ، به معناى تكليف كردن آمده است ، و در جملهء بالا منظور اين است كه بر من سخت مگير و مرا به زحمت ميفكن ، و به خاطر اين كار ، فيض خود را قطع منما ! « 4 »

[ لاتَعْثَوا : ]

« وَ لا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ » « لاتَعْثَوا » از مادّهء « عِثّى » ( بر وزن مِسِىّ ) به معناى فساد شديد است ، منتهى اين كلمه بيشتر در مفاسد اخلاقى و معنوى به كار مىرود ، در حالى كه مادّهء « عيث » كه از نظر معنا شبيه آن است بيشتر به مفاسد حسى ، اطلاق مىگردد . « 5 »

[ لاتَعْدُ : ]

« وَ لا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ » « لاتَعْدُ » از « عدا ، يعدو » به معناى تجاوز كردن است ، بنابراين ، مفهوم جمله اين
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 69 ( ج 10 ، ص 51 ) ( 2 ) . عنكبوت ، آيهء 46 ( ج 16 ، ص 316 ) ( 3 ) . شعراء ، آيهء 87 ( ج 15 ، ص 288 ) ( 4 ) . كهف ، آيهء 73 ( ج 12 ، ص 536 ) ( 5 ) . بقره ، آيهء 60 ( ج 1 ، ص 326 )