تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤

[ كَلْم : ]

« لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ » « كَلْم » در اصل به‌معناى تأثيرى است كه با چشم يا گوش درك مىشود وبه‌معناى تأثيرى كه با چشم درك مىشود نيز آمده است . « 1 »

[ كَلِمَات : ]

« مِداداً لِكَلِمَاتِ رَبِّي » « كَلِمَات » جمع « كلمه » است و در اصل به معناى الفاظى است كه انسان با آن سخن مىگويد ، سپس به معناى گسترده‌ترى اطلاق شده ، و آن هر چيزى است كه مىتواند بيانگر مطلبى باشد ، و از آنجا كه مخلوقات گوناگون اين جهان هر كدام بيانگر ذات پاك خدا و علم و قدرت اويند ، به هر موجودى « كلمة اللَّه » اطلاق شده ، مخصوصاً در مورد موجودات شريف‌تر و باعظمت‌تر ، اين تعبير به كار رفته . « 2 »

[ كلمه : ]

« وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ » « كلمه » از مادّهء « كَلْم » در آيهء 19 سورهء « يونس » ، اشاره به سنت و فرمان آفرينش دائر به آزادى انسانها است ، كه از آغاز چنين بوده است ؛ چه اين كه اگر منحرفان و مشركان بلافاصله مجازات شوند ، ايمان موحدان تقريباً جنبهء اضطرارى و اجبارى پيدا مىكند ، و حتماً از روى ترس و وحشت خواهد بود ، و چنين ايمانى نه مايهء افتخار است ، و نه دليل بر تكامل . و در لغت به معناى گفتار ، و هر گونه جمله است و حتى به سخنان مفصل و طولانى نيز « كلمه » گفته مىشود . و اگر مىبينيم گاهى به معناى « وعده » آمده است مانند : وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَني إِسْرائيلَ بِمَا صَبَرُوا : « وعدهء پروردگارت دربارهء بنىاسرائيل در مقابل صبر و استقامتى كه كردند انجام پذيرفت » . نيز از همين نظر است ؛ زيرا انسان به هنگام وعده دادن جمله‌اى مىگويد كه وعده را در بر دارد . و نيز گاهى « كلمه » به معناى دين و آئين و حكم و دستور مىآيد كه آنها نيز به همين ريشه باز مىگردد . در اين كه منظور از « كلمه » در سورهء « انعام » ، « قرآن » است يا « دين و آئين خدا » يا « وعدهء پيروزى » كه به پيامبر صلى الله عليه و آله داده شده ؟ احتمالات مختلفى داده‌اند ، كه در عين حال منافاتى با هم ندارند ، و ممكن است آيه ناظر به همهء آنها بوده باشد . ولى از آن نظر كه در آيات قبل سخن از « قرآن » در ميان بوده با اين معنا مناسب‌تر
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 34 ( ج 5 ، ص 268 ) ( 2 ) . كهف ، آيهء 109 ( ج 12 ، ص 618 ) ؛ لقمان ، آيهء 27 ( ج 17 ، ص 87 )