ولى از « مفردات راغب » استفاده مىشود كه ، اين واژه ، دو معنا دارد : يك معناى مطلوب ، كه همان معناى اول است و معناى ديگر ، شىء پست و بىارزش است ؛ تشبيه به « كَفل » چهارپايان ، چرا كه هر كس آنجا سوار شود ، بيم سقوط او مىرود ( دقت كنيد ) . « 1 »
[ كَفَّلَها : ]
« وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا »
« كَفَّلَها » از مادّهء « كفالت » در اصل ، به معناى « ضميمه كردن چيزى به ديگرى » نيز هست و به همين مناسبت به افرادى كه سرپرستى كودكى را به عهده مىگيرند « كَافل » يا « كفيل » گفته مىشود ؛ زيرا در حقيقت او را ضميمهء وجود خود مىكنند . « 2 »
[ كُفو : ]
« وَ لَمْ يَكُنْ لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ »
« كُفو » در اصل ، به معناى همطراز در مقام و منزلت و قدر است ، و سپس به هر گونه شبيه و مانند اطلاق مىشده است . « 3 »
[ كُفُور : ]
« أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً »
« كُفُور » از مادّهء « كُفر » به معناى انكار حق است . « 4 »
[ كَلالَة : ]
« رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً »
« كَلالَة » از مادّهء « كُلّ » در اصل معناى مصدرى دارد و به معناى « كَلال » يعنى از بين رفتن قوت و توانايى است . ولى بعداً به خواهران و برادرانى كه از شخص متوفى ارث مىبرند گفته شده است . شايد تناسب آن اين باشد كه برادران و خواهران جزء طبقهء دوم ارث هستند ، و تنها با نبودن پدر و مادر و فرزند ، ارث مىبرند ، و چنين كسى كه پدر و مادر و فرزندى ندارد ، مسلماً در رنج است و قدرت و توانايى خويش را از دست داده ، لذا به آنها « كَلالَة » گفته مىشود .
« راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد :
« كَلالَة » به ورّاث - غير از پدر و فرزند - گفته مىشود . و « ابن عباس » گفته : به جز فرزند به ساير ورّاث « كَلالَة » مىگويند . « 5 »
[ كلام : ]
« لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ »
« كلام » از مادّهء « كَلْم » به معناى تأثيراتى است كه با گوش درك مىشود . سپس توسعه پيدا كرده است ، و علاوه بر الفاظ به معانى نيز « كلمه » گفته مىشود ، و حتى به « عقيده » ، « مكتب » و « روش و سنت » نيز اطلاق مىگردد . « 6 »
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 85 ( ج 4 ، ص 59 ) ؛ حديد ، آيهء 28 ( ج 23 ، ص 408 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 37 ( ج 2 ، ص 614 )
( 3 ) . اخلاص ، آيهء 4 ( ج 27 ، ص 477 )
( 4 ) . اسراء ، آيهء 89 ( ج 12 ، ص 305 )
( 5 ) . نساء ، آيهء 12 ( ج 3 ، ص 376 )
( 6 ) . انعام ، آيهء 34 ( ج 5 ، ص 268 )