و زير و رو شدن » محتواى آن به هنگام شدت غليان است ؛ و در اينجا كنايه از آن است كه شياطين آن چنان بر آنها مسلّط مىشوند كه در هر مسير و به هر شكلى بخواهند آنان را به حركت در مىآورند و زير و رو مىكنند ! « 1 »
[ إزْدُجِر : ]
« قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ »
جملهء « وَ ازْدُجِر » در اصل از « زجر » به معناى دور ساختن و طرد كردن كسى با صداى بلند و فرياد است . ولى به هر گونه عملى كه به منظور مانع شدن كسى از ادامهء كارى انجام مىشود ، اطلاق مىگردد . و جالب اين كه ، در آيهء مورد بحث « قالُوا » به صورت « فعل معلوم » آمده ، و « وَ ازْدُجِر » به صورت « فعل مجهول » ، شايد به اين جهت كه اعمال آنها در زجر « نوح » عليه السلام از گفتهء آنها بدتر و نارواتر بود ؛ تا آنجا كه خداوند نامى از اين گروه نمىبرد ، و آنها را قابل ذكر نمىشمرد . « 2 »
[ أَزْر : ]
« أشْدُدْ بِهِ أَزْرِى »
« أَزْر » در اصل ، از مادّهء « ازار » به معناى لباس گرفته شده است ؛ مخصوصاً به لباسى گفته مىشود كه بند آن را بر كمر گره مىزنند . به همين جهت گاهى اين كلمه ، به كمر يا قوّت و قدرت نيز اطلاق شده است . « 3 »
[ أُزْلِفَتْ : ]
« وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ »
« أُزْلِفَتْ » از مادّهء « زلف » ( بر وزن حرف ) و « زُلْفى » ( بر وزن كبرى ) به معناى قرب و نزديكى است . ممكن است منظور نزديكى مكانى باشد . يا زمانى ؛ يا از نظر اسباب و مقدمات و يا همهء اينها . يعنى بهشت هم از نظر مكان به مؤمنان نزديك مىشود ، هم از نظر زمان ورود و هم اسباب و وسائلش در آنجا سهل و آسان است . « 4 »
[ أَزلىّ : ]
« أَزلىّ » از مادّهء « أزل » به چيزى گفته مىشود كه آغاز ندارد . « 5 »
[ أَزْواج : ]
« ثَمَانِيَةَ أَزْواجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ »
« أَزْواج » جمع « زوج » در لغت به معناى جفت است ، ولى بايد توجّه داشت كه گاهى به مجموع دو حيوان نر و ماده گفته مىشود ؛ و گاهى به هر يك از دو زوج . لذا به مجموع آنها زوجين مىگويند . و اين كه در آيهء فوق اشاره به هشت زوج شده منظور از آن چهار نوع حيوان نر و چهار نوع حيوان ماده است .
هامش
( 1 ) . مريم ، آيهء 83 ( ج 13 ، ص 151 )
( 2 ) . قمر ، آيهء 9 ( ج 23 ، ص 40 )
( 3 ) . طه ، آيهء 31 ( ج 13 ، ص 214 )
( 4 ) . شعراء ، آيهء 90 ( ج 15 ، ص 293 ) ؛ ق ، آيهء 31 ( ج 22 ، ص 287 ) ؛ تكوير ، آيهء 13 ( ج 26 ، ص 192 )
( 5 ) . قصص ، آيات 71 ، 72 ( ج 16 ، ص 160 )