تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

ض

[ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً : ]

« وَضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً » « ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً » يعنى دلتنگ و ناراحت شد . « 1 »

[ ضالّ : ]

« وَ وَجَدَكَ ضآلًّا فَهَدى » « ضالّ » از مادّهء « ضلال » از نظر لغت به دو معنا آمده : « گمشده » و « گمراه » مثلًا گفته مىشود : الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ « دانش ، گمشدهء انسان با ايمان است » . و به همين مناسبت ، به معناى مخفى و غائب نيز آمده ، لذا در آيهء 10 « سجده » مىخوانيم منكران معاد مىگفتند : أَ إِذا ضَلَلْنَا فِي الأَرْضِ أَ إِنَّا لَفي خَلْقٍ جَديد « هنگامى كه در زمين پنهان و غائب شديم در خلقت نوينى قرار خواهيم گرفت » ؟ اگر « ضاّل » در آيهء مورد بحث ، به معناى « گمشده » باشد ، مشكلى پيش نمىآيد ، و اگر به معناى « گمراه » باشد ، منظور نداشتن دسترسى به راه نبوت و رسالت قبل از بعثت است . و يا به تعبير ديگر ، پيامبر در ذات خود چيزى نداشت ، هر چه داشت از سوى خدا بود ؛ بنابراين ، در هر دو صورت مشكلى پيش نمىآيد . « 2 »

[ ضامر : ]

« عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِيْنَ » « ضامر » از مادّهء « ضُمُور » به معناى حيوان لاغر است . « 3 »

[ ضبح : ]

« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً » « ضبح » ( بر وزن مدح ) به معناى صداى نفس‌هاى تند و سريع اسب است ، كه هنگام دويدن از او به گوش مىرسد . « 4 »

[ ضَحِكَت : ]

« قآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ » بعضى از مفسران اصرار دارند : « ضَحِكَت » را از مادّهء « ضَحْك » ( بر وزن درك ) به معناى « عادت زنانه » بگيرند ، و گفته‌اند : درست در همين لحظه بود كه ، ساره در آن سن زياد ، و بعد از رسيدن به حد يأس ، بار ديگر عادت ماهيانه را - كه نشانهء امكان تولد فرزند بود - پيدا كرد ، و لذا وقتى او را بشارت به تولد « اسحاق » دادند ، كاملًا توانست اين مسأله را باور كند ، آنها به اين استدلال كرده‌اند كه : در لغت عرب گفته مىشود : ضَحَكَتِ الأَرانِبُ يعنى : « خرگوش‌ها عادت شدند » ! ولى ، اين احتمال از جهات مختلفى بعيد است . « 5 »
هامش
( 1 ) . عنكبوت ، آيهء 33 ( ج 16 ، ص 279 ) ( 2 ) . ضحى ، آيهء 7 ( ج 27 ، ص 123 ) ( 3 ) . حجّ ، آيهء 27 ( ج 14 ، ص 82 ) ( 4 ) . عاديات ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 264 ) ( 5 ) . هود ، آيهء 71 ( ج 9 ، ص 207 )