تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦

[ ضفادع : ]

« الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ » « ضفادع » جمع « ضفدع » است ، « ضفدع » به معناى قورباغه است ، اين كلمه به صورت جمع در آيهء فوق آمده ولى عذاب‌هاى ديگر به صورت مفرد ذكر شده است و شايد اين دليل بر آن باشد كه انواع مختلفى از قورباغه را خداوند بر اينها مسلط ساخت . اين قورباغه‌ها از رود « نيل » سر برآوردند و آن قدر توليد مثل كردند كه زندگى آنها را قرين بدبختى و مشكلات كرد . « 1 »

[ ضَلُّوا : ]

« قالُوا ضَلُّوا عَنَّا » « ضَلُّوا » از مادّهء « ضَلال » است . مفسران براى « ضَلُّوا » در اينجا دو معنا گفته‌اند : بعضى آن را به معناى « ضاعوا » و « هلكوا » گرفته‌اند ، و بعضى به معناى « غابوا » چنان كه مىگوئيم « ضلت الدابة » يعنى « غابت فلم يُعرَف مكانها » . « 2 »

[ ضَنْك : ]

« فَإِنَّ لَهُ مَعِيْشَةً ضَنْكاً » « ضَنْك » به معناى سختى و تنگى است ، اين كلمه هميشه به صورت مفرد به كار مىرود و تثنيه و جمع و مؤنث ندارد . « 3 »

[ ضَنِين : ]

« عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِيْنٍ » « ضَنِين » از مادّهء « ضِنّه » ( بر وزن مِنّة ) به معناى بخل در مورد اشياء نفيس و گران‌بها است ، و اين صفتى است كه هرگز در پيامبران وجود ندارد ، و اگر ديگران به خاطر علوم محدودشان چنين صفتى را دارند ، پيامبر صلى الله عليه و آله كه سر چشمهء علمش اقيانوس بيكران علم خدا است ، از اين گونه صفات مبرّا است . « 4 »

[ ضياء : ]

« جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَآءً » « ضياء » از مادّهء « ضَوء » است . در اين كه ميان « ضياء » و « نور » چه تفاوتى است ، مفسران گفتگوى فراوان دارند : بعضى هر دو را مترادف و به يك معنا دانسته‌اند . بعضى گفته‌اند : « ضياء » كه در مورد نور « خورشيد » به كار رفته ، همان نور قوى است ، اما كلمهء « نور » كه دربارهء « ماه » به كار رفته ، نور ضعيف‌تر است . سومين نظر در اين باره اين است كه : « ضياء » به معناى نور ذاتى است ، ولى « نور » مفهوم اعمى دارد ، كه ذاتى و عرضى هر دو را شامل مىشود .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 133 ( ج 6 ، ص 384 ) ؛ اسراء ، آيهء 101 ( ج 12 ، ص 341 ) ( 2 ) . مؤمن ، آيهء 74 ( ج 20 ، ص 191 ) ( 3 ) . طه ، آيهء 124 ( ج 13 ، ص 358 ) ( 4 ) . تكوير ، آيهء 24 ( ج 26 ، ص 207 )