[ ضفادع : ]
« الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ »
« ضفادع » جمع « ضفدع » است ، « ضفدع » به معناى قورباغه است ، اين كلمه به صورت جمع در آيهء فوق آمده ولى عذابهاى ديگر به صورت مفرد ذكر شده است و شايد اين دليل بر آن باشد كه انواع مختلفى از قورباغه را خداوند بر اينها مسلط ساخت .
اين قورباغهها از رود « نيل » سر برآوردند و آن قدر توليد مثل كردند كه زندگى آنها را قرين بدبختى و مشكلات كرد . « 1 »
[ ضَلُّوا : ]
« قالُوا ضَلُّوا عَنَّا »
« ضَلُّوا » از مادّهء « ضَلال » است . مفسران براى « ضَلُّوا » در اينجا دو معنا گفتهاند : بعضى آن را به معناى « ضاعوا » و « هلكوا » گرفتهاند ، و بعضى به معناى « غابوا » چنان كه مىگوئيم « ضلت الدابة » يعنى « غابت فلم يُعرَف مكانها » . « 2 »
[ ضَنْك : ]
« فَإِنَّ لَهُ مَعِيْشَةً ضَنْكاً »
« ضَنْك » به معناى سختى و تنگى است ، اين كلمه هميشه به صورت مفرد به كار مىرود و تثنيه و جمع و مؤنث ندارد . « 3 »
[ ضَنِين : ]
« عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِيْنٍ »
« ضَنِين » از مادّهء « ضِنّه » ( بر وزن مِنّة ) به معناى بخل در مورد اشياء نفيس و گرانبها است ، و اين صفتى است كه هرگز در پيامبران وجود ندارد ، و اگر ديگران به خاطر علوم محدودشان چنين صفتى را دارند ، پيامبر صلى الله عليه و آله كه سر چشمهء علمش اقيانوس بيكران علم خدا است ، از اين گونه صفات مبرّا است . « 4 »
[ ضياء : ]
« جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَآءً »
« ضياء » از مادّهء « ضَوء » است . در اين كه ميان « ضياء » و « نور » چه تفاوتى است ، مفسران گفتگوى فراوان دارند :
بعضى هر دو را مترادف و به يك معنا دانستهاند .
بعضى گفتهاند : « ضياء » كه در مورد نور « خورشيد » به كار رفته ، همان نور قوى است ، اما كلمهء « نور » كه دربارهء « ماه » به كار رفته ، نور ضعيفتر است .
سومين نظر در اين باره اين است كه : « ضياء » به معناى نور ذاتى است ، ولى « نور » مفهوم اعمى دارد ، كه ذاتى و عرضى هر دو را شامل مىشود .
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 133 ( ج 6 ، ص 384 ) ؛ اسراء ، آيهء 101 ( ج 12 ، ص 341 )
( 2 ) . مؤمن ، آيهء 74 ( ج 20 ، ص 191 )
( 3 ) . طه ، آيهء 124 ( ج 13 ، ص 358 )
( 4 ) . تكوير ، آيهء 24 ( ج 26 ، ص 207 )