[ ضُحىً : ]
« يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحىً »
« ضُحىً » در لغت به معناى گسترش آفتاب ، يا بالا آمدن خورشيد است ، و « واو » در جملهء « وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحىً » دليل بر معيت مىباشد .
« ضُحى » به معناى موقعى است كه نور آفتاب در آسمان و زمين پهن مىشود . به معناى اوائل روز نيز آمده ، يعنى آن موقعى كه خورشيد در آسمان بالا بيايد و نور آن بر همه جا مسلط شود ، و اين در حقيقت ، بهترين موقع روز است ؛ و به تعبير بعضى ، در حكم فصل جوانى است ، در تابستان هوا هنوز گرم نشده ، و در زمستان سرماى هوا شكسته شده است ، و روح و جان انسان در اين موقع آمادّهء هرگونه فعّاليّت است . « 1 »
[ ضُرّ : ]
« وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ »
« ضُرّ » عبارت است از كمبودهايى كه به انسان دست مىدهد اعم از اين كه جنبهء بدنى داشته باشد مثل نقصان عضو و انواع بيمارىها و يا جنبهء روحى مثل جهل ، سفاهت و جنون و يا جنبههاى ديگر مانند از بين رفتن مال و مقام و فرزندان و « ايوب » گرفتار بسيارى از اين ناراحتىها شد . « 2 »
[ ضِرار : ]
« مَسْجِداً ضِراراً »
« ضِرار » از مادّهء « ضُرّ » به معناى : « زيان رسانيدن عمدى » است . « 3 »
[ ضَرَّاء : ]
« الْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ »
« ضَرَّاء » از مادّهء « ضُرّ » به گفتهء « راغب » در « مفردات » : نقطهء مقابل « سَرَّاء » يعنى آنچه مايهء مسرت و موجب منفعت است ، مىباشد ( دقت كنيد ) ، و « ضرّاء » به معناى ناراحتى روحى مانند : غم و اندوه و جهل و نادانى و يا ناراحتىهايى كه از بيمارى و از دست دادن مقام و مال و ثروت پيدا مىشود . و « بأساء » يكى از عوامل ايجاد « ضرّاء » خواهد بود ، بنابراين « ضرّاء » شامل هرگونه زيانى كه دامنگير انسان بشود در امور جانى ، مالى ، عرضى و امثال آن را شامل مىگردد . « 4 »
هامش
( 1 ) . طه ، آيهء 59 ( ج 13 ، ص 257 ) ؛ نازعات ، آيهء 29 ( ج 26 ، ص 110 ) ؛ ضحى ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 115 )
( 2 ) . انعام ، آيهء 17 ( ج 5 ، ص 223 ) ؛ انبياء ، آيهء 84 ( ج 13 ، ص 519 ) ؛ زمر ، آيهء 8 ( ج 19 ، ص 411 )
( 3 ) . توبه ، آيهء 107 ( ج 8 ، ص 177 )
( 4 ) . بقره ، آيات 177 ، 214 ( ج 1 ، ص 678 ؛ ج 2 ، صفحهء 123 ) ؛ انعام ، آيهء 42 ( ج 5 ، ص 295 )