دفاعى نيز اطلاق شده است ، مانند شاخ گاو و شاخكى كه در پاى خروس است . « 1 »
[ صَيْحَه : ]
« الَّذِيْنَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ »
« صيحه » در لغت به معناى « صداى عظيمى » است ، كه معمولًا از دهان انسان يا حيوانى بيرون مىآيد ، ولى اختصاص به آن ندارد ، بلكه ، هر گونه صداى عظيم را شامل مىشود .
« صَيْحَه » در اصل به معناى « شكافتن چوب يا لباس و برخاستن صدا » از آن است ، سپس در هر صداى بلند ، و فرياد مانند ، به كار رفته ، گاه به معناى طول قامت نيز آمده ، مثلًا گفته مىشود : بِأَرْضِ فُلانٍ شَجَرٌ قَدْ صاحَ ! « در فلان زمين درختى است كه فرياد مىكشد » يعنى آن چنان طولانى شده ، كه گويى فرياد مىزند و مردم را به سوى خود مىخواند .
« صَيْحَة » در سورهء « قمر » به معناى صداى عظيمى است كه از آسمان برمىخيزد ، و ممكن است اشاره به صاعقهء وحشتزايى باشد كه بر فراز شهر آنها در گرفت . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 26 ( ج 17 ، ص 289 )
( 2 ) . هود ، آيهء 67 ( ج 9 ، ص 200 ) ؛ يس ، آيهء 49 ( ج 18 ، ص 431 ) ؛ قمر ، آيهء 31 ( ج 23 ، ص 66 )