[ أُذُن : ]
« يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ »
« أُذُن » در اصل به معناى گوش است ، ولى به اشخاصى كه زياد به حرف مردم گوش مىدهند ، و به اصطلاح « گوشى » هستند نيز ، اين كلمه اطلاق مىشود . « 1 »
[ أَذِّن : ]
« وَأَذِّنْ فِى النَّاسِ »
« أَذِّن » از مادّهء « تأذين » به معناى « اعلام » است . « 2 »
[ أَذِنَتْ : ]
« وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَحُقَّتْ »
« أَذِنَتْ » در اصل از « اذن » ( بر وزن افق ) به معناى « گوش » گرفته شده است . و مفهوم آن استماع كردن و شنوا بودن مىباشد كه در اينجا كنايه از اطاعت فرمان و تسليم است . « 3 »
[ أَرائِك : ]
« فِيْها عَلَى الْأَرآئِكِ »
« أَرائِك » جمع « اريكه » به تختى مىگويند كه اطراف آن از هر طرف به صورت سايبان پوشانيده شده است . و در اصل به گفتهء « راغب » از « اراك » كه نام درخت معروفى است گرفته شده ؛ چرا كه گاهى عربها از اين درخت ، سايبانهاى مخصوصى
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 61 ( ج 8 ، ص 27 )
( 2 ) . حجّ ، آيهء 27 ( ج 14 ، ص 82 )
( 3 ) . انشقاق ، آيهء 2 ( ج 26 ، ص 309 )