[ أَخِلَّاء : ]
« الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ »
« اخلّاء » جمع « خليل » از مادّهء « خَلّة » به معناى مودت و دوستى است . و ريشهء اصلى آن « خلل » ( بر وزن شرف ) به معناى فاصلهء ميان دو جسم است ؛ و از آنجا كه محبت و دوستى در لابلاى قلب انسان نفوذ مىكند ، اين واژه در آن به كار رفته است . « 1 »
[ أَخْلَدَ : ]
« أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ »
« أَخْلَدَ » از مادّهء « اخْلاد » به معناى سكونت دائمى در يك جا اختيار كردن است . بنابراين « أَخْلَدَ الَى الأَرْضِ » يعنى براى هميشه به زمين چسبيد كه در اينجا كنايه از جهان ماده ، زرق و برق و لذات نامشروع زندگى مادى است . « أَخْلَد » در سورهء « همزه » به صورت « فعل ماضى » آمده است ، يعنى او گمان مىكند اموالش او را به صورت يك موجود جاودانه در آورده است ، نه مرگ مىتواند به سراغ او آيد ، نه بيمارىها و حوادث جهان مشكلى براى او ايجاد مىكند ؛ چرا كه مشكلگشا در نظرش تنها مال و ثروت است و او اين مشكلگشا را در دست دارد . « 2 »
[ إِخْوان : ]
« إِخْوانَ الشَّياطِينِ »
هامش
( 1 ) . زخرف ، آيهء 67 ( ج 21 ، ص 122 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 176 ( ج 7 ، ص 24 ) ؛ همزه ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 338 )