« يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً »
« صَعَد » ( بر وزن سفر ) به معناى صعود كردن و بالا رفتن است ، و گاه به معناى « گردنه » آمده است ؛ و از آنجا كه بالا رفتن از گردنهها ، مشقتبار است ، اين واژه به معناى « امور مشقتبار » به كار مىرود . به همين جهت ، بسيارى از مفسران آيهء فوق را اين گونه تفسير كردهاند كه : منظور ، « عذابِ مشقتبار » است ؛ شبيه آنچه در آيهء 17 سورهء « مدثّر » آمده است كه دربارهء بعضى از مشركان مىفرمايد : سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً « من او را مجبور مىكنم از قلهء زندگى ( كه مشقتبار است ) بالا برود » . ولى ، اين احتمال وجود دارد كه تعبير فوق ، ضمن بيان مشقتبار بودن اين عذاب ، اشاره به روز افزون بودن آن نيز باشد . « 1 »
[ صَعِقَ : ]
« فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّمَاواتِ »
« صعق » ، هم به معناى بىهوش شدن و هم مردن آمده است و كسانى كه قائل هستند نفخهء صور ، سه يا چهار نفخه است ، نفخهء دوم و سوم را « نفخهء مرگ » و « حيات » مىدانند كه در آيات مورد بحث و آيات ديگر قرآن ، به آن اشاره شده ، يكى را نفخهء « صعق » مىگويند و ديگر را نفخهء « قيام » . « 2 »
[ صَعود ، صُعود : ]
« سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً »
« صَعود » ( بر وزن كبود ) به معناى مكانى است كه از آن بالا مىروند و « صُعود » ( بر وزن قعود ) به معناى « بالا رفتن » است . و از آنجا كه بالا رفتن از قلههاى مرتفع كار بسيار شاق و مشكلى است اين تعبير در مورد هر كار مشكل و پرزحمت به كار مىرود ، و لذا بعضى آن را به عذاب الهى تفسير كردهاند .
بعضى گفتهاند : « صعود » كوهى است از آتش در جهنم ، كه انسان را مجبور مىكنند از آن بالا رود ، يا اين كه كوهى است صعب العبور ، با شيب تند و زياد كه وقتى از آن بالا مىرود سقوط مىكند . و به زير مىافتد ، و اين موضوع پيوسته تكرار مىشود . « 3 »
[ صَعِيد : ]
« فَتَيَمَّمُوا صَعِيْداً طَيِّباً »
« صَعِيد » از مادّهء « صعود » گرفته شده ، اشاره به اين است كه بهتر است خاكهاى سطح زمين براى اين كار انتخاب شود ، همان خاكهايى كه در معرض تابش آفتاب و مملوّ از هوا و باكترىهاى ميكروبكش است .
بسيارى از دانشمندان لغت براى « صَعِيد » دو معنا ذكر كردهاند : يكى خاك و ديگرى تمام
هامش
( 1 ) . جنّ ، آيهء 17 ( ج 25 ، ص 128 )
( 2 ) . زمر ، آيهء 68 ( ج 19 ، ص 561 )
( 3 ) . مدثّر ، آيهء 17 ( ج 25 ، ص 230 )