دست و پاى خود را گم مىكنند و تسليم حوادث مىشوند و نه در روزهاى پيروزى و نعمت ، گرفتار غرور و غفلت مىگردند . « 1 »
[ صبأ : ]
« وَ النَّصارى وَ الصَّابِئِيْنَ »
در « مصباح المنير فيومى » آمده : « صبأ » به معناى كسى است كه از دين خارج شده و به دين ديگرى گرويده . « 2 »
[ صَبَّحَهُم : ]
« وَ لَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً »
« صَبَّحَهُم » از مادّهء « تصبيح » معناى گستردهاى دارد كه تمام صبح را در بر مىگيرد . « 3 »
[ صبر : ]
« يُحِبُّ الصَّابِرِيْنَ »
« صبر » به معناى استقامت است . « 4 »
[ صِبْغ : ]
« وَ صِبْغٍ لِلْأَكِلِيْن »
« صِبْغ » در اصل ، به معناى رنگ است ، ولى از آنجا كه انسان به هنگام خوردن غذا معمولًا نان خود را با خورشى كه مىخورد رنگين مىكند ، به تمام انواع نان خورشها ، « صِبْغ » گفته شده است . به هر حال ، كلمهء « صِبْغ » ، ممكن است اشاره به همان روغن زيتون باشد كه با نان مىخوردند ، و يا انواع نان خورشها كه از درختان ديگر استفاده مىكردند . « 5 »
[ صِحاف : ]
« عَلَيْهِم بِصِحافٍ »
« صِحاف » جمع « صَحْفة » ( بر وزن صفحه ) در اصل از مادّهء « صحف » به معناى گستردن ، گرفته شده ، و در اينجا به معناى ظرفهاى بزرگ و وسيع است . « 6 »
[ صُحُف : ]
« يُؤْتى صُحُفاً مُّنَشَّرَةً »
« صُحُف » از مادّهء « صحف » جمع « صحيفه » به معناى ورقهاى است كه آن را اين طرف و آن طرف مىكنند ( چون اصل مادّهء « صحف » و « صحيفه » به معناى چيز گسترده ، مانند صورت است ) سپس به نامه و كتاب اطلاق شده .
و در سورهء « أعلى » به معناى « لوح » ، يا « ورقه » و يا چيز ديگرى است كه در آن مطلبى را مىنويسند ؛ و اين تعبير نشان مىدهد كه آيات قرآنى قبل از نزول بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در الواحى نوشته شده بود ، و فرشتگان وحى آن را با خود مىآوردند ، الواحى بسيار گرانقدر و پر ارزش . و اين كه بعضى گفتهاند : منظور از اين « صُحُف » كتب انبياى پيشين است ، ظاهراً با آيات قبل و بعد سازگار نيست . همچنين اين كه گفته
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 5 ( ج 10 ، ص 317 ) ؛ لقمان ، آيهء 31 ( ج 17 ، ص 98 ) ؛ شورى ، آيهء 33 ( ج 20 ، ص 477 )
( 2 ) . بقره ، آيهء 62 ( ج 1 ، ص 342 )
( 3 ) . قمر ، آيهء 38 ( ج 23 ، ص 75 )
( 4 ) . آل عمران ، آيهء 146 ( ج 3 ، ص 161 )
( 5 ) . مؤمنون ، آيهء 20 ( ج 14 ، ص 242 )
( 6 ) . زخرف ، آيهء 71 ( ج 21 ، ص 127 )