ص
[ صابئه : ]
« وَالنَّصارى وَ الصَّابِئِينَ »
« صابئه » از « صبأ » گرفته شده ، چون اين طائفه از طريق حق و آئين انبياء منحرف گشتند ، لذا آنها را « صابئه » مىگويند .
در « فرهنگ دهخدا » پس از تأييد اين كه اين كلمه عبرى است مىگويد : « صابئين » جمع « صَأْبى » و مشتق از ريشهء عبرى ( ص - ب - ع ) به معناى فرو رفتن در آب ( يعنى تعميد كنندگان ) مىباشد . كه به هنگام تعريب « ع » آن ساقط شده . « 1 »
[ صابِرُوا : ]
« صابِرُوا وَ رْابِطُوا »
« صابِرُوا » از « مُصابَرَه » ( از باب مفاعله ) به معناى صبر و استقامت در برابر صبر و استقامت ديگران است . « 2 »
[ صاحِب ، صاحِبُكُم : ]
« بِصاحِبِكُمْ مِّن جِنَّةٍ »
« صاحِب » در اينجا ممكن است اشاره به يكى از رؤساى قوم « ثمود » باشد ، و يكى از اشرار معروف آنها ، كه ، در تاريخ به عنوان « قدارة بن سالف » از او ياد شده است و نيز به معناى ملازم ، رفيق و همنشين است ؛ و در سورهء « تكوير » علاوه بر اين كه از مقام تواضع پيامبر نسبت به همهء مردم حكايت مىكند ، كه او هرگز قصد برترى جوئى نداشت ، اشاره به اين است كه : او ساليان دراز در ميان شما زندگى كرده ، و همنشين با افراد شما بوده است ، او را به عقل و درايت و امانت شناختهايد ، چگونه نسبت جنون به او مىدهيد ؟ ! جز اين كه او بعد از بعثت ، تعليماتى با خود آورده كه با تعصبها و تقليدهاى كوركورانه و هوا و هوسهاى شما سازگار نيست ، لذا ، براى اين كه خود را از اطاعت دستورات او معاف كنيد ، چنين نسبت ناروايى را به او مىدهيد .
و تعبير « صاحِبُكُم » ( همنشين و دوست شما ) در سورهء « سبأ » در مورد شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله ، اشاره به اين است كه : او براى شما چهرهء ناشناختهاى نيست ، او ساليان دراز در ميان شما بوده ، او را به امانت ، درايت و صدق و راستى شناختهايد ، تاكنون نقطهء ضعفى در پروندهء زندگى او مشاهده نكردهايد ، بنابراين ، انصاف دهيد اتهاماتى كه به او مىبنديد ، همه بىاساس است . « 3 »
[ صاخَّه : ]
« فَإِذا جآئَتِ الصّآخَّةُ »
« صاخَّه » از مادّهء « صخّ » در اصل ، به معناى
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 62 ( ج 1 ، ص 342 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 200 ( ج 3 ، ص 301 )
( 3 ) . سبأ ، آيهء 46 ( ج 18 ، ص 152 ) ؛ قمر ، آيهء 79 ( ج 23 ، ص 65 ) ؛ تكوير ، آيهء 22 ( ج 26 ، 205 )