تفسيرهاى گوناگونى ذكر شده كه ظاهراً همه از قبيل ذكر مصداق است و مفهوم وسيع اين كلمه ، شامل همهء آنها مىشود . از جمله در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
إِذَا أَيْقَظَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ مِنَ اللَّيْلِ فَتَوَضَّئا وَ صَلَّيا ، كُتِبَا مِنَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِرَاتِ ؛ « هنگامى كه مرد همسرش را شبانگاه بيدار كند و هر دو وضو بگيرند و نماز ( شب ) بخوانند از مردان و زنانى خواهند بود كه بسيار ياد خدا مىكنند » .
و در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه « هر كس تسبيح فاطمه زهراء عليها السلام را در شب بگويد ، مشمول اين آيه است » .
بعضى از مفسران گفتهاند : « ذكر كثير » آن است كه در حال قيام و قعود و به هنگامى كه به بستر مىرود ياد خدا كند . اما به هر حال ، ذكر نشانهء فكر است ، و فكر مقدمهء عمل ؛ هرگز هدف ، ذكر خالى از فكر و عمل نيست . « 1 »
[ ذُلُل : ]
« سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا »
« ذُلُل » جمع « ذَلُول » به معناى تسليم و رام مىباشد ، و توصيف راهها به « ذُلل » به خاطر آن است كه : اين جادهها آن چنان دقيق تعيين شده كه در برابر زنبوران عسل كاملًا رام و تسليماند . « 2 »
[ ذَلُول : ]
« جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ ذَلُولًا »
« ذَلُول » به معناى « رام » جامعترين تعبيرى است كه دربارهء زمين ممكن است بشود . « 3 »
[ ذنوب : ]
« يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً »
كلمهء « الذنُوب » ( جمع با الف و لام ) همه گناهان را بدون استثناء در بر مىگيرد . « 4 »
[ ذَواتا : ]
« ذَواتآ أَفْنَانٍ »
« ذَواتا » تثنيهء « ذات » به معناى « صاحب » و دارنده است . به عقيدهء بعضى ، اصل « ذات » كه مفرد مؤنث است « ذوات » بوده كه « واو » به عنوان تخفيف حذف شده و به شكل « ذات » در آمده ، و از آنجا كه تثنيه ، كلمات را به صورت اصلى برمىگرداند در اينجا « ذواتان » شده و به هنگام اضافه ، « نون » آن حذف گرديده است ، در « مجمع البحرين » آمده كه : « اصل « ذو » ، « ذوا » ( بر وزن عصا ) بوده » و بنابراين ، تعجب نيست كه مؤنث آن « ذوات » باشد . « 5 »
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 35 ( ج 17 ، ص 334 )
( 2 ) . نحل ، آيهء 69 ( ج 11 ، ص 328 )
( 3 ) . ملك ، آيهء 15 ( ج 24 ، ص 348 )
( 4 ) . زمر ، آيهء 53 ( ج 19 ، ص 522 )
( 5 ) . رحمن ، آيهء 48 ( ج 23 ، ص 175 )