تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

ذ

[ ذا الأيْد : ]

« عَبْدَنَا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ » « ذا الأيْد » به معناى صاحب قدرت است و توصيف داود عليه السلام به اين كلمه به خاطر اين است كه نيروى جسمانيش در حدى بود كه در ميدان جنگ « بنى اسرائيل » با « جالوت » جبارِ ستمگر ، با يك ضربهء نيرومند به وسيلهء سنگى كه از فلاخن رها كرد ، او را از بالاى مركب بر روى خاك افكند و در خون خود غلطيد . حتى بعضى نوشته‌اند كه سنگ ، سينهء او را شكافت و از آن طرف بيرون آمد ! « 1 »

[ ذات : ]

« عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ » « ذات » كه مذكر آن « ذو » مىباشد ، در اصل به معناى « صاحب » آمده است ؛ هر چند در تعبيرات فلاسفه به معناى عين و حقيقت و گوهر اشياء به كار مىرود . اما به گفتهء « راغب » در « مفردات » اين اصطلاحى است كه در كلام عرب وجود ندارد . و به اين ترتيب جملهء « إِنَّهُ عَلِيْمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ » در سورهء « شورى » مفهومش اين است كه خداوند از افكار و عقائدى كه حاكم بر دلهاست و گويى صاحب و مالك آن شده ، با خبر است و اين اشارهء لطيفى است ، به حاكميت و استقرار افكار ، بر قلوب و ارواح انسان‌ها ( دقت كنيد ) . و « ذاتِ الصُّدُور » در سورهء « حديد » اشاره به نيات و اعتقاداتى است كه قلوب انسان‌ها را در اختيار خود گرفته است ، و بر آن حاكم است ( دقت كنيد ) . « 2 »

[ ذارِيات : ]

« وَالذَّارِياتِ ذَرْواً » « ذارِيات » جمع « ذاريه » به معناى بادهايى است كه اشياء را به پرواز در مىآورد . « 3 »

[ ذِراع : ]

« ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً » « ذِراع » به معناى « فاصلهء آرنج تا نوك انگشتان » است ، ( در حدود نيم متر ) كه واحد طول نزد عرب بوده و يك مقياس طبيعى است . ولى بعضى گفته‌اند كه اين ذراع غير از ذراع معمول است به طورى كه هر ذراع از آن فاصله‌هاى عظيمى را دربر مىگيرد و همهء دوزخيان را به آن زنجير مىبندند . « 4 »

[ ذَرَأَكُمْ : ]

« ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ » « ذَرَأَكُمْ » از مادّهء « ذرء » ( بر وزن زرع ) در
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 17 ( ج 19 ، ص 255 ) ( 2 ) . فاطر ، آيهء 38 ( ج 18 ، ص 297 ) ؛ شورى ، آيهء 24 ( ج 20 ، ص 451 ) ؛ حديد ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 322 ) ( 3 ) . ذاريات ، آيهء 1 ( ج 22 ، ص 316 ) ( 4 ) . حاقّه ، آيهء 32 ( ج 24 ، ص 470 )