تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

د

[ دائِبِين : ]

« وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ » « دائِبَينِ » از مادّهء « دُئوب » به معناى ادامهء كار طبق يك سنّت ثابت است و از آنجا كه خورشيد و ماه ، ميليون‌ها سال با روش ثابت و معينىبه‌برنامهء نورافشانىوتربيت موجودات زنده و ايجاد جزر و مد در اقيانوس‌ها و خدمات ديگر ادامه مىدهند ، تعبيرى بهتر از « دائبين » براى آنها تصوّر نمىشود . « 1 »

[ دائِرَةٌ : ]

« أَنْ تُصيبَنَا دآئِرَةٌ » « دائِرَةٌ » در اصل ، از مادّهء « دور » به معناى چيزى است كه در گردش باشد و از آنجا كه قدرت‌ها و حكومت‌ها در طول تاريخ دائماً در گردش بوده به آن « دائرة » مىگويند و نيز به حوادث مختلف زندگى كه به گردش اشخاص مىگردد ، « دائرة » گفته مىشود . و « دائِرَة » در لغت به معناى حادثه و رويدادى كه براى انسان پيش مىآيد ، اعم از خوب و بد نيز آمده ، ولى ، در سورهء « فتح » با ذكر كلمهء « سوء » ، منظور حوادث نامطلوب است . « 2 »

[ دابِر : ]

« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ » « دابِر » در لغت ، به معناى دنباله ، عقب ، آخر و پايان چيزى است ، بنابراين ، مفهوم آيه اين است كه آنها را تا به آخر نابود ساختيم و ريشه‌هايشان به كلّى قطع شد . « 3 »

[ دابَّه : ]

« وَ مَا مِنْ دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ » « دابَّه » تنها به جنبندگانى گفته مىشود كه جسمانى هستند ، و اگر فرشتگان رفت و آمدى دارند ، و حضور و غيابى ، نه به معناى جسمانى و مادّى است تا در مفهوم دابّه داخل گردند . و بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند ، « دابّه » تنها به جنبندگان غير انسان اطلاق نمىشود ، بلكه مفهوم وسيعى دارد كه انسان‌ها را نيز در بر مىگيرد . « دابّه » از مادّهء « دبيب » به معناى آهسته راه رفتن و گام‌هاى كوتاه برداشتن است ، ولى چنان كه اشاره شد از نظر معناى لغوى معمولًا هر جنبنده‌اى را شامل مىشود ، خواه سريع راه برود و يا آهسته ، ولى گاهى « دوابّ » به خصوص حيوانات سوارى اطلاق مىگردد . و اگر به شخص سخن‌چين « دَيْبُوب » گفته مىشود و در حديث وارد شده : لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ دَيْبُوبٌ « هيچ گاه سخن‌چين داخل بهشت نمىشود » نيز از
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 33 ( ج 10 ، ص 400 ) ( 2 ) . مائده ، آيهء 52 ( ج 4 ، ص 518 ) ؛ فتح ، آيهء 6 ( ج 22 ، ص 45 ) ( 3 ) . انعام ، آيهء 45 ( ج 5 ، ص 297 ) ؛ اعراف ، آيهء 72 ( ج 6 ، ص 279 ) ؛ انفال ، آيهء 7 ( ج 7 ، ص 130 )