[ حَمِيْم : ]
« مِن فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميمُ »
« حَمِيْم » از مادّهء « حَمّ » به معناى آب داغ و سوزان يكى از نوشابههاى دوزخيان مىباشد ؛ در برابر انواع « شراب طهور » كه در آيات قبل ، براى بهشتيان ذكر شده بود ، و نيز به معناى « شىء داغ » است . و در آيهء 42 سورهء « واقعه » به معناى آب سوزان است كه ، در آيات ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده است . مانند آيهء 19 « حج » : يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيْمُ « بر سر آنها آب سوزان ريخته مىشود » . « يحموم » نيز از همين ماده است و در اينجا به تناسب « ظل » ( سايه ) به « دود غليظ و سياه و داغ » تفسير شده است ، و سپس به « دوستان گرم و بسيار صميمى » نيز اطلاق شده است . « 1 »
[ حَنَان : ]
« وَ حَنَاناً مِّنْ لَدُنا »
« حَنَان » از مادّهء « حَنين » در اصل به معناى رحمت ، شفقت ، محبت و ابراز علاقه و تمايل است . « 2 »
[ حِنْث : ]
« عَلَى الْحِنْثِ الْعَظيمِ »
« حِنْث » در اصل به معناى « هر گونه گناه » است ، ولى در بسيارى از مواقع اين واژه به معناى « پيمانشكنى و مخالفت سوگند » آمده ، به خاطر اين كه از مصداقهاى روشن گناه است . « 3 »
[ حنفاء : ]
« حُنَفآءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ »
« حنفاء » جمع « حنيف » از مادّهء « حنف » ( بر وزن صدف ) به معناى كسى است كه از گمراهى و انحراف به استقامت و اعتدال تمايل پيدا كند و به تعبير ديگر ، بر صراط مستقيم گام بردارد ؛ زيرا « حنف » ( بر وزن صدف ) به معناى تمايل است ، و تمايل از هر گونه انحراف نتيجهاش قرار گرفتن بر صراط مستقيم است ، و عرب تمام كسانى را كه « حج » به جا مىآوردند يا « ختنه » مىكردند ، « حنيف » مىناميد ، اشاره به اين كه آنها بر آئين ابراهيم بودهاند ، و « أحنف » به كسى گفته مىشود كه پاى او كج باشد . « 4 »
[ حَنِيذ : ]
« جآءَ بِعِجْلٍ حَنيذٍ »
« حَنِيذ » به معناى بريان است ، و بعضى احتمال دادهاند « حَنِيذ » هر نوع بريان را
هامش
( 1 ) . حجّ ، آيهء 19 ( ج 14 ، ص 68 ) ؛ ص ، آيهء 57 ( ج 19 ، ص 340 ) ؛ واقعه ، آيات 42 ، 54 ، 93 ( ج 23 ، صفحات 239 ، 247 ، 297 ) ؛ معارج ، آيهء 10 ( ج 25 ، ص 31 ) ؛ نبأ ، آيهء 25 ( ج 26 ، ص 54 )
( 2 ) . مريم ، آيهء 13 ( ج 13 ، ص 36 )
( 3 ) . واقعه ، آيهء 46 ( ج 23 ، ص 241 )
( 4 ) . حجّ ، آيهء 31 ( ج 14 ، ص 108 ) ؛ بيّنه ، آيهء 5 ( ج 27 ، ص 227 )