اجتماع مردم در آنجا است و بعيد نيست كه اين اسم از آغاز روى آن نبوده و پس از رسميت يافتن براى عبادت ، روى آن گذاشته شده باشد . « 1 »
[ بُكِىّ : ]
« خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيّاً »
« بُكِىّ » جمع « باكى » به معناى گريهكننده است . « 2 »
[ بلاغ : ]
« إِلَّا بَلاغاً مِّنَ اللَّهِ »
بعضى گفتهاند كه « بلاغ » اشاره به ابلاغ اصول دين است . و بعضى « بلاغ » را به معناى ابلاغ دستورات الهى دانستهاند . « 3 »
[ بلاء : ]
« ذلِكُمْ بَلاءٌ مِّنْ رَّبِّكُمْ »
« بلاء » در اصل به معناى كهنگى و فرسودگى است ، سپس به آزمايش كردن « بلاء » گفته شده ؛ زيرا هر چيزى بر اثر آزمايشهاى متعدد حالت كهنگى به خود مىگيرد . به غم و اندوه نيز « بلاء » مىگويند ؛ چرا كه جسم و روح انسان را فرسوده مىكند . تكاليف و مسئوليتها نيز « بلاء » نام دارد ؛ چرا كه آنها نيز بر جسم و جان انسان سنگينى دارند .
و از آنجا كه آزمايش ، گاهى با نعمت است و گاهى با مصيبت ، اين واژه به معناى نعمت و گاه به معناى مصيبت آمده است ؛ آنگاه كه به وسيلهء نعمتهاست آن را « بلاء حسن » مىگويند ؛ و گاهى كه به وسيلهء مصيبتها و مجازاتهاست به آن « بلاء سَىِّء » گفته مىشود . « 4 »
[ بلدة : ]
« لِّنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً »
« بلدة » در اينجا به معناى بيابان و صحرا است . و با اين كه اين لفظ مؤنث است صفت آن كه « ميتاً » مىباشد به صورت مذكر آمده است به خاطر اين كه به معناى مكان است ومكان مذكر مىباشد . « 5 »
[ بلوغ اشُدّ : ]
« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ »
بعضى گفتهاند : « بلوغ اشُد » آن است كه انسان از نظر قواى جسمانى به سر حد كمال برسد ؛ كه غالباً در سن 18 سالگى است .
بعضى ديگر ، « بلوغ اشد » را به معناى كمال جسمى دانستهاند . در حديثى از امام صادق عليه السلام كه در كتاب « معانى الاخبار » نقل شده ، مىخوانيم كه « اشدّ » 18 سالگى است ، و « استواء » زمانى است كه محاسن بيرون آيد . « 6 »
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 96 ( ج 3 ، ص 29 )
( 2 ) . مريم ، آيهء 58 ( ج 13 ، ص 114 )
( 3 ) . جنّ ، آيهء 23 ( ج 25 ، ص 138 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 49 ( ج 1 ، ص 298 ) ؛ انفال ، آيهء 17 ( ج 7 ، ص 149 )
( 5 ) . فرقان ، آيهء 49 ( ج 15 ، ص 135 )
( 6 ) . قصص ، آيهء 14 ( ج 16 ، ص 51 )