[ بُعْثِرَ : ]
« وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ »
« بُعْثِرَ » از مادّهء « بعثرة » ( بر وزن منقبة ) در اصل ، به معناى زير و رو كردن و بيرون آوردن و استخراج نمودن است ؛ و از آنجا كه به هنگام احياى مردگان ، قبرها زير و رو مىشود و آنچه در درون آنها است ظاهر مىگردد ، اين تعبير در سورهء « عاديات » در مورد رستاخيز به كار رفته است .
« راغب » در « مفردات » بعيد نمىشمرد كه اين واژه مركب از دو واژهء « بعث » و « اثيرت » بوده باشد ؛ و لذا معناى هر دو را در خود جمع كرده و در نتيجه به معناى زير و رو و پراكنده شدن آمده است ( نظير « بسمله » كه از « بسم » و « اللّه » گرفته شده ) . « 1 »
[ بعل : ]
« أَ تَدْعُونَ بَعْلًا »
بعضى « بعل » را نام آن بت مخصوص دانستهاند . ولى بعضى « بعل » را اسم بت معينى ندانسته ، بلكه به معناى مطلق بت گرفتهاند ؛ و بعضى ديگر ، آن را به معناى « ربّ و معبود » مىدانند . « راغب » در « مفردات » مىگويد : « بعل » در اصل ، به معناى شوهر است ؛ اما « عرب » معبودهايى را كه به وسيلهء آن به خدا تقرب مىجستند « بعل » مىناميد . « 2 »
[ بُعُولَة : ]
« وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ »
« بُعُولَة » جمع « بَعْل » ( بر وزن نعل ) به معناى شوهر است ؛ و بعضى گفتهاند به زن و شوهر هر دو اطلاق مىشود و گاه گفته شده كه از اين واژه ، نوعى معناى برترى فهميده مىشود . « 3 »
[ بَغْتَةً : ]
« جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً »
« بَغْتَةً » از مادّهء « بغت » ( بر وزن وقت ) به معناى برخورد ناگهانى و غير منتظرهء چيزى است ؛ و در اينجا به معناى اين است كه به طور ناگهانى و جهشآسا كه هيچ كس جز خدا ، وقت آن را نمىداند ، واقع مىشود . « 4 »
[ بَغْضاء : ]
« الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضآءَ »
« بَغْضاء » از مادّهء « بغض » به معناى تنفّر از چيزى است و ممكن است فرق ميان دو كلمهء ( بغض و عداوت ) اين باشد كه « بغض » بيشتر جنبهء « قلبى » دارد و « عداوت » جنبهء « عملى » ويالااقل اعم از عملى وقلبى است . « 5 »
[ بَغْى : ]
« وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ »
« بَغْى » به معناى كوشش و تلاش براى به
هامش
( 1 ) . انفطار ، آيهء 4 ( ج 26 ، ص 222 ) ؛ عاديات ، آيهء 9 ( ج 27 ، ص 274 )
( 2 ) . صافات ، آيهء 125 ( ج 19 ، ص 157 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 228 ( ج 2 ، ص 188 )
( 4 ) . انعام ، آيهء 31 ( ج 5 ، ص 259 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 53 ( ج 16 ، ص 339 )
( 5 ) . مائده ، آيهء 14 ( ج 4 ، ص 407 )