[ بَنان : ]
« وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ »
« بَنان » جمع « بَنَانَة » به معناى سر انگشت دست يا پا و يا خود انگشتان است ، و در سورهء « انفال » مىتواند كنايه از دست و پا بوده باشد و يا به معناى اصليش كه انگشتان است ؛ زيرا قطع شدن انگشتان و از كار افتادن آنها اگر در دست باشد قدرت حمل سلاح را از انسان مىگيرد ، و اگر در پا باشد ، قدرت حركت را .
اين احتمال نيز وجود دارد كه اگر دشمن مهاجم پياده باشد ، هدف را سر او قرار دهيد و اگر سواره باشد دست و پاى او را . « 1 »
[ بَنَانة : ]
« أَنْ نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ »
« بَنَانة » در لغت هم به معناى « انگشتان » آمده ، و هم به معناى « سر انگشتان » و در هر دو صورت اشاره به اين نكته است كه نه تنها خداوند استخوانها را جمعآورى مىكند ، و بهحال اول باز مىگرداند ، بلكه استخوانهاى كوچك و ظريف و دقيق انگشتان را همه در سر جاى خود قرار مىدهد ؛ و از آن بالاتر خداوند حتى سر انگشتان او را به طور موزون به صورت نخست باز مىگرداند . « 2 »
[ بِنَاء : ]
« وَالسَّمَاءَ بِنَاء »
« بِنَاء » ، چنان كه « ابن منظور » در « لسان العرب » مىگويد : به معناى خانههايى است كه اعراب باديهنشين ، از آن استفاده مىكردند ؛ مانند خيمهها و سايبانها و نظائر آن . « 3 »
[ بنون : ]
« الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ »
« بنون » جمع « ابن » به معناى پسر است . « 4 »
[ بُنْيان : ]
« أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ »
« بُنْيان » مصدرى است به معناى « اسم مفعول » ؛ يعنى بنا و ساختمان بعضى « بُنْيان » را در سورهء « صافات » به « منجنيق » تفسير كردهاند كه وسيلهء پرتاب اشياء سنگين از فاصلههاى دور بود ، ولى غالب مفسران همان تفسير اول را برگزيدهاند كه « بنيان » ساختمان و چهار ديوارى بزرگ است . « 5 »
[ بَوَّأ : ]
« وَ إِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْراهيمَ »
« بَوَّأ » در اصل از مادّهء « بواء » به معناى مساوات اجزاى يك مكان و مسطح بودن آن است ، سپس به هر گونه آماده ساختن
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 12 ( ج 7 ، ص 140 )
( 2 ) . قيامت ، آيهء 4 ( ج 25 ، ص 282 )
( 3 ) . مؤمنون ، آيهء 64 ( ج 20 ، ص 175 )
( 4 ) . كهف ، آيهء 46 ( ج 12 ، ص 486 )
( 5 ) . توبه ، آيهء 109 ( ج 8 ، ص 181 ) ؛ صافات ، آيهء 97 ( ج 19 ، ص 118 )