يَنْكَفِأُ « 1 » حَتّى يَطَأَ « 2 » صِماخَها
و او هرگز از اين مأموريتهاى خطرناك باز نمىگشت مگر زمانى كه سرهاى دشمنان را
بِاخْمَصِهِ « 3 » ، وَيُخْمِدَ « 4 » لَهَبَها « 5 » بِسَيْفِه
پايمال مىكرد و آتش جنگ را با شمشيرش خاموش مىنمود
مَكْدوداً « 6 » فِي ذاتِ اللَّهِ ، مُجْتَهِداً فِي امْرِ
او ( على عليه السلام ) در راه خشنودى خدا متحمّل رنج و سختى گرديد و در راه انجام دستورات الهى
اللَّهِ ، قَرِيباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ، سَيِّداً فِي اوْلِياءِ
تلاش مىنمود و به رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديك و سيّد و سالار اولياى
اللَّهِ ، مُشَمِّراً « 7 » ناصِحاً ، مُجِدّاً كادِحاً « 8 »
خدا بود . او هميشه آمادهء ( فعاليت ) و خيرخواه مردم بود و با جديت و زحمت تلاش مىنمود
وَانْتُمْ فِي رَفاهِيَّةٍ مِنَ الْعَيْشِ ، وادِعُونَ « 9 »
و اين در حالى بود كه شما در رفاه و خوشگذرانى ، آسايش ،
هامش
( 1 ) . بر نمىگشت ، دست بردار نبود .
( 2 ) . مضارع از مصدر « وطئ » لگدكوب مىكرد .
( 3 ) . فرورفتگى كف پا .
( 4 ) . « إخماد » : خاموش كردن .
( 5 ) . شعله آتش .
( 6 ) . رنجپذير ، رنج بر .
( 7 ) . اسم فاعل « شمّر » أزارَهُ عن ساقه : بالا زد پيراهن خود را از ساق پا .
( 8 ) . رنجبر ، زحمتكش .
( 9 ) . جمع « وادع » آسوده خيالان ، تن آسايان .