بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بَعْدَ اللَّتَيا وَالَّتِي ، بَعْدَ انْ
به بركت محمّد كه درود خدا بر او و خاندانش باد بعد از آن همه ذلّت و خوارى و ناتوانى
مُنِيَ « 1 » بِبُهَمِ الرِّجالِ وَذُؤْبانِ الْعَرَبِ « 2 »
نجات بخشيد ، او با شجاعان درگير شد ، و با گرگهاى عرب
وَمَرَدَةِ « 3 » اهْلِ الْكِتابِ ، كُلَّما اوْقَدُوا ناراً
و سركشان يهود و نصارى پنجه در افكند ، ولى هر زمان آتش جنگ را
لِلْحَرْبِ اطْفَأَهَا اللَّهُ ، اوْ نَجَمَ « 4 » قَرْنٌ « 5 »
برافروختند خدا آن را خاموش كرد . و هر گاه شاخ شيطان نمايان
لِلشَّيْطانِ ، اوْ فَغَرَتْ « 6 » فاغِرَةٌ مِنَ
مىگشت و فتنههاى مشركان دهان
الْمُشْرِكِينَ قَذَفَ « 7 » اخاهُ فِي لَهَواتِها ، فَلا
مىگشود ، پدرم برادرش على عليه السلام را در كام آنها مىافكند ، و آنها را بوسيلهء او سركوب مىنمود ،
هامش
( 1 ) . گرفتار شد .
( 2 ) . سركردگان عرب .
( 3 ) . جمع « مارد » طغيانگران و سركشان .
( 4 ) . آشكار شد ، « نَجْم » آشكار شدن و روييدن گياهها .
( 5 ) . شاخ .
( 6 ) . گشوده شد « فغرت فاغرة » : دهانى گشوده شد .
( 7 ) . فعل ماضى از قذف : انداخت .