توبه كرده است و من از گناه خود پشيمانم و توبه مىكنم ، پيامبر صلى الله عليه و آله توبهء او را پذيرفت .
و نيز همانگونه كه در سابق اشاره كرديم ، نقل كردهاند كه گروهى از منافقان تصميم داشتند به هنگام بازگشت از جنگ تبوك ، در يكى از گردنههاى ميان راه ، شتر پيامبر صلى الله عليه و آله را رم دهند ، تا حضرت از بالاى كوه به درّه پرت شود ؛ ولى پيامبر صلى الله عليه و آله در پرتو وحى الهى از اين ماجرا آگاه شد ، و نقشهء شوم آنها را نقش بر آب كرد ؛ مهار ناقه را به دست « عمّار » سپرد و « حذيفه » هم از پشت سر ناقه را مىراند ، تا مركب كاملًا در كنترل باشد ؛ حتّى به مردم دستور داد از راه ديگر بروند تا منافقان نتواند در لابهلاى مردم پنهان شوند و نقشهء خود را عملى كنند ؛ و هنگامى كه در آن تاريكى شب صداى آمدن عدّهاى را پشت سر خود در آن گردنه شنيد ، به بعضى از همراهان دستور داد كه فوراً آنها را باز گردانند . آنها كه حدود دوازده ، يا پانزده نفر بودند و قسمتى از صورت خود را پوشانده بودند هنگامى كه وضع را براى اجراى نقشهء خود نامساعد ديدند متوارى شدند ؛ ولى پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را شناخت و نامهايشان را يك به يك براى بعضى از يارانش بر شمرد .
ولى چنان كه خواهيم ديد آيه اشاره به دو برنامه از منافقان مىكند يكى گفتار نابجايى از آنها ، و ديگرى توطئهاى كه خنثى شد ؛ و به اين ترتيب ، به نظر مىرسد كه هر دو شأن نزول توأماً صحيح باشند .
توطئهء خطرناك :
اين آيه با آيات گذشتهء اين سوره پيوند نزديكى دارد ، زيرا همه سخن از منافقان مىگويند ؛ منتها در اين آيه پرده از روى يكى ديگر از اعمال آنان برداشته شده و آن اينكه : هنگامى كه مىبينند اسرارشان فاش شده ، واقعيّات را انكار مىكنند و حتّى براى اثبات گفتار خود به قسمهاى دروغين متوسّل مىشوند .