آنها ممكن است استفادههاى « موقّت » و « محدودى » از اعمال نفاقآميز خود ببرند ، ولى اگر درست بنگريم ، مىبينيم نه در زندگى اين دنيا از اين رهگذر طرفى مىبندند ، و نه در جهان ديگر بهرهاى دارند ؛ همانگونه كه تاريخ اقوام پيشين اين واقعيّت را روشن مىسازد كه چگونه نكبتهاى نفاق دامانشان را گرفت و آنها را به زوال و نابودى كشاند ، و عاقبت شوم و شرّشان روشنگر سرنوشت آنها در جهان ديگر است .
هنگامى كه مىبينيم آنها با آن همه امكانات ، و اموال و فرزندان ، به جايى نرسيدند ؛ و مالشان به خاطر بىريشه بودن ، تحت تأثير عامل نفاق همگى حبط و نابود شد ، شما كه در سطحى پايينتر از آنها از نظر قدرت و توانايى قرار داريد به طريق اولى به چنان سرنوشت شومى گرفتار خواهيد شد .
* * * بعد روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده ، به عنوان استفهام انكارى چنين مىگويد : « آيا اين گروه منافق ، از سرنوشت امّتهاى پيشين ، قوم نوح ، و ثمود ، و قوم ابراهيم ، و اصحاب مدين ( قوم شعيب ) و شهرهاى ويران شدهء قوم لوط باخبر نشدند ( أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ « 1 » ) ! »
اين اقوام كه روزگارى بخشهاى مهمّى از جهان را در اختيار داشتند ، هر كدام بر اثر تبهكارى و طغيان و سركشى ، و فرار از حقّ و عدالت ، و پرداختن به انواع ظلم و بيدادگرى و فساد ، به نوعى گرفتار كيفر الهى گشتند .
قوم نوح با امواج كوبندهء طوفان و غرقاب ؛ و قوم عاد ( قوم هود ) به وسيلهء بادهاى تند و وحشتزا ؛ و قوم ثمود ( قوم صالح ) با زلزلههاى ويرانگر ؛ و قوم ابراهيم با سلب انواع نعمتها ؛ و اصحاب مدين ( قوم شعيب ) به وسيله ابر آتشبار ؛ و قوم لوط با زير و
هامش
( 1 ) . « مٌؤْتَفِكَاتْ » از ماده « إِئْتِكَافْ » به معناى انقلاب و زير و رو شدن است ، و اشاره به شهرهاى قوم لوط است كه به وسيله زلزلهء شديد زير و رو گرديد .