درسها را به آنها مىدهد ، و مىگويد : « شما همانند منافقان پيشين هستيد - و همان مسير و برنامه و سرنوشت شوم را تعقيب مىكنيد ( كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ) » .
« همانها كه از نظر نيرو از شما قويتر ، و از نظر اموال و فرزندان از شما افزونتر بودند ( كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا ) » .
« آنها از نصيب و بهرهء خود در دنيا ، در طريق شهوات و آلودگى و گناه و فساد و تبهكارى ، بهره گرفتند ، شما منافقان اين امّت نيز از نصيب و بهرهء خود همانگونه كه منافقان پيشين بهره گرفته بودند ، بهرهبردارى كرديد ( فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ ) » .
« خلاق » در لغت به معناى نصيب و بهره است ؛ و چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : از ريشهء « خُلق » گرفته شده است ( گويا به اين جهت كه انسان بهرههاى خود را متناسب با خلق و خوى خود در اين جهان دريافت مىدارد ) ؛ سپس مىگويد : « شما در كفر و نفاق و سخريه و استهزاى مؤمنان ، فرو رفتيد ، همان گونه كه آنها در اين امور فرو رفتند ( وَخُضْتُمْ كَالَّذِى خَاضُوا « 1 » ) » .
سرانجام پايان كار منافقان پيشين را براى هشدار به گروه منافقان معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله و همهء منافقان جهان ، با دو جمله بيان مىكند :
نخست اينكه : « آنها كسانى هستند كه همهء اعمالشان در دنيا و آخرت بر باد رفته و مىرود ، و هيچ نتيجهء مثبتى از آن عايدشان نمىگردد ( أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِى الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ) » .
ديگر اينكه ، « آنها زيانكاران حقيقى ، و خسران يافتگان واقعى هستند ( وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ) » .
هامش
( 1 ) . جملهء « كَالَّذِى خَاضُوا » در واقع به معناى « خَاضُوا فِيهِ » است ، و به تعبير ديگر ، تشبيه فعل منافقان امروز به فعل منافقان پيشين است ، همانگونه كه در جملهء قبل بهرهگيرى آنها را از نعمتها و مواهب الهى در راه شهوات ، به بهرهگيرى منافقان پيشين تشبيه مىكند ؛ بنابراين ، تشبيه شخص به شخص نيست كه ناچار شويم « أَلَّذِى » را به معناى « ألَّذِينَ » ( يعنى مفرد را به معناى جمع ) بگيريم ، بلكه تشبيه عمل به عمل است .