خامساً : آنها از پشت خنجر مىزنند و ضرباتشان غافلگيرانه است . اين جهات و جهات ديگرى سبب مىشود كه آنها ضايعات جبران ناپذيرى براى جوامع به بار آورند ؛ و به همين دليل ، براى رفع شرّ آنها بايد برنامهريزى دقيق و وسيعى داشت .
در حديثى آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
« انّي لا اخَافُ عَلى امَّتِي مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِكاً امَّاالْمُوْمِنُ فَيَمْنَعَهُ اللَّهُ بِايمَانِهِ ، وَ امَّا الْمُشْرِكُ فَيُخْزيهِ اللَّهُ بِشِرْكِه ، وَ لَكِنِّى اخافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنافِقٍ عالِمُاللِّسانِ ، يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ مَا تَنْكِرُونَ ؛
من بر امّتم نه از مؤمنان بيمناكم ، نه از مشركان ، امّا مؤمن ايمانش مانع ضرر اوست ، و امّا مشرك خداوند او را به خاطر شركش رسوا مىكند ؛ ولى من از « منافق » بر شما مىترسم كه از زبانش علم مىريزد ( و در قلبش كفر و جهل است ) سخنانى مىگويد كه براى شما دلپذير است ، امّا اعمالى ( در خفا ) انجام مىدهد كه زشت و بد است . »
دربارهء منافقان بحثهاى مشروح ديگرى در تفسير وزين نمونه ، جلد اوّل ، ذيل آيات 8 تا 16 سورهء بقره ، و در جلد 7 ذيل آيهء 43 تا 45 سورهء توبه ، و در جلد 8 ، ذيل آيات 60 تا 85 سورهء توبه ، و در جلد 17 ذيل آيات 12 تا 17 سورهء احزاب ، آمده است .
كوتاه سخن اينكه ، كمتر گروهى است كه قرآن دربارهء آنها اين همه بحث كرده باشد ؛ و نشانهها و اعمال و خطرات آنها را بازگو نموده باشد ؛ اين سرمايهگذارى وسيع قرآن در اين باره دليل بر خطر فوقالعادهء منافقان است .
ج ) منافق خشك و شكننده است
در طول زندگى طوفانهايى مىوزد ، و امواج خروشانى پديدار مىگردد ؛ مؤمنان با استفاده از نيروى ايمان و توكّل ، و نقشههاى صحيح ، گاه جنگ و گريز ، و گاه حملههاى پى در پى ، آنها را از سر مىگذرانند و پيروز مىشوند ؛ امّا منافق يكدنده و لجوج مىايستد تا مىشكند ، در حديثى ( از پيغمبر گرامى اسلام ) آمده :
« مَثَلُ الْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ الزَّرْعِ لَا تَزَالُ الْرِّيْحُ تَمِيلُهُ ، وَ لَا يَزَالُ الْمُؤْمِنُ يُصِيبُهُ الْبَلَاءُ ، وَ مَثَلُ الْمُنَافِقُ كَمَثَلِ شَجَرَةِ الْأُرُزِ لَا تَهْتَزُّ حَتَّى تُسْتَحْصَدُ ؛
مؤمن همچون ساقههاى زراعت است ، بادها او را