اينجاست كه مىتوان فهميد چرا اين همه آيات مربوط به منافقين در مدينه نازل شده نه در مكّه .
اين نكته را نيز مجدّداً يادآورى مىكنيم كه مسألهء نفاق و منافقان مخصوص به عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نبود ، بلكه هر جامعهاى - مخصوصاً جوامع انقلابى - با آن روبهرو هستند ؛ به همين دليل بايد تحليلها و موشكافىهاى قرآن را روى اين مسأله نه به عنوان يك مسألهء تاريخى ، بلكه به عنوان يك مسألهء مورد نياز فعلى ، مورد بررسى دقيق قرار داد ، و از آن براى مبارزه با روح نفاق و خطوط منافقين در جوامع اسلامى امروز الهام گرفت ؛ و نيز بايد نشانههاى آنها را كه قرآن به طور گسترده بازگو كرده است دقيقاً شناخت ؛ و از طريق اين نشانهها به خطوط و نقشههاى آنها پى برد .
نكتهء مهم ديگر اينكه ، خطر منافقان براى هر جامعه از خطر هر دشمنى بيشتر است ؛ چرا كه از يك سو شناخت آنها غالباً آسان نيست ، و از سوى ديگر ، دشمنان داخلى هستند ، و گاه چنان در تار و پود جامعه نفوذ مىكنند كه جدا ساختن آنها كار بسيار مشكلى است ؛ و از سوى سوم روابط خويشاوندى و اقتصادى و عاطفى آنها با ساير اعضاى جامعه ، كار مبارزه را با آنها دشوار مىسازد .
به همين دليل ، اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده ؛ و نيز به همين دليل قرآن سختترين حملات خود را متوجّه منافقان ساخته و آن قدر كه آنها را كوبيده ، هيچ دشمنى را نكوبيده است .
با توجّه به اين مقدّمه به تفسير آيات باز مىگرديم .
* * * نخستين سخنى را كه قرآن در اينجا دربارهء منافقان مطرح مىكند همان اظهار ايمان دروغين آنهاست كه پايهء اصلى نفاق را تشكيل مىدهد ؛ مىفرمايد : « هنگامى كه منافقان نزد تو مىآيند مىگويند : ما شهادت مىدهيم كه حتماً تو رسول خدايى ( إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ) ! »
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: ج فرازمند
ص١٦٩