باطل و بىاساسى ! او از مدينه دارد سرزمين حيره و مدائن كسرى را مىبيند ، و خبر فتح آن را به شما مىدهد ، در حالى كه هم اكنون شما در چنگال يك مشت عرب گرفتاريد ( و حالت دفاعى به خود گرفتهايد ) و حتّى نمىتوانيد به بيت الحذر برويد ( چه خيال و پندار خامى ) !
آيهء فوق نازل شد كه اين منافقان و بيماردلان مىگويند : « خدا و پيغمبرش جز فريب و دروغ وعدهاى به ما ندادهاند . » ( ولى آنها از قدرت بىپايان پروردگار بىخبرند ! )
و راستى در آن روز چنين اخبار و بشارتى جز در نظر مؤمنان آگاه ، فريب و دروغى بيش نبود ؛ امّا ديدهء ملكوتى پيامبر صلى الله عليه و آله در لابهلاى جرقّههاى آتشين كه از برخورد كلنگ هايى كه براى حفر خندق بر زمين كوبيده مىشد ، جستن مىكرده ، مىتوانست گشوده شدن درهاى قصرهاى پادشاهان ايران و روم و يمن را ببيند ، و به امّت جان بر كفش بشارت دهد ، و از اسرار آينده پرده بردارد .
شايد نياز به تذكّر نداشته باشد كه منظور از « الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ » همان منافقان است ، و ذكر اين جمله در واقع توضيحى است براى كلمهء « منافقين » كه قبل از آن آمده است ، و چه بيمارى بدتر از بيمارى نفاق ! چرا كه انسان سالم و داراى فطرت الهى يك چهره بيشتر ندارد ؛ انسانهاى دو چهره و چند چهره بيمارانى هستند كه دائماً در اضطراب و تضاد و تناقض گرفتارند .
شاهد اين سخن چيزى است كه در آغاز سورهء بقره آمده است كه در توصيف منافقين مىگويد : « فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً « 1 » ؛ در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است و خدا ( به خاطر اعمالشان ) بر بيمارى آنها مىافزايد . »
در آيهء بعد به شرح حال گروه خطرناكى از همين منافقان بيمار دل كه نسبت به
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 10 .