وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَأَ تَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيراً
در حالى كه اگر دشمنان از اطراف مدينه بر آنان وارد مىشدند و پيشنهاد بازگشت به فتنه ( و سوى شرك ) به آنان مىكردند مىپذيرفتند ، و جز مدّت كمى ( براى انتخاب اين راه ) درنگ نمىكردند .
وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَايُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا
با اينكه آنان قبل از اين با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند ؛ و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت ( و در برابر آن مسؤلند ) .
قُلْ لَّنْ يَنْفَعَكُمْ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذاً لَّاتُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
بگو : اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد ، سودى به حال شما نخواهد داشت ؛ و در آن هنگام جز بهرهء كمى از زندگانى نخواهيد داشت .
* * * كورهء آزمايش جنگ احزاب چنان داغ شد ، كه همگى در اين امتحان بزرگ درگير شدند .
روشن است در اين لحظات بحرانى ، افرادى كه در شرايط عادى ظاهراً در يك صف قرار دارند به صفوف مختلفى تقسيم مىشوند . در اينجا نيز مسلمانان به گروههاى مختلفى تقسيم شدند :
جمعى مؤمنان راستين بودند ؛ گروهى خواصّ مؤمنان ؛ جمعى افراد ضعيف الايمان ؛ جمعى منافق ؛ و بالاخره جمعى منافق لجوج و سرسخت .
گروهى در فكر خانه و زندگى خويشتن و در فكر فرار بودند ؛ جمعى سعى داشتند ديگران را از جهاد باز دارند ؛ و گروهى تلاش مىكردند رشتهء اتّحاد خود را با منافقين محكم كنند .
چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: ج فرازمند
ص١٤٠