تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهره منافقان در قرآن با استفاده از تفسير پر ارزش نمونه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
آنها به تخلّف خودشان از شركت در ميان جهاد قناعت نكردند ، بلكه با وسوسه‌هاى شيطانى كوشش داشتند ، ديگران را نيز دلسرد يا منصرف سازند : « و به آنها گفتند : در اين گرماى سوزان تابستان به سوى ميدان نيز حركت نكنيد ( وَقَالُوا لَاتَنفِرُوا فِى الْحَرِّ ) ! » در حقيقت آنها مىخواستند هم ارادهء مسلمانان را تضعيف كنند ، و هم شريك‌هاى بيشترى براى جرمشان فراهم سازند . سپس قرآن روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و با لحن قاطع و كوبنده‌اى به آنها چنين پاسخ مىگويد : « به آنها بگو آتش سوزان دوزخ از اين هم گرم‌تر و سوزان‌تر است ، اگر بفهمند ( قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرّاً لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ) ! » ولى افسوس كه بر اثر ضعف ايمان ، و عدم درك كافى ، توجّه ندارند كه چه آتش سوزانى در انتظار آنهاست ؛ آتشى كه يك جرقّهء كوچكش از تمام آتش‌هاى دنيا سوزنده‌تر است . * * * دو آيهء بعد اشاره به اين مىكند كه آنها به گمان اينكه پيروزى به دست آورده‌اند ، و با تخلّف از جهاد و دلسرد كردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسيده‌اند ، قهقه سر مىدهند و بسيار مىخندند ، همان‌گونه كه همهء منافقان در هر عصر و زمان چنينند . ولى قرآن به آنها اخطار مىكند كه : « بايد كم بخندند و بسيار بگريند ( فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً ) ! » گريه براى آيندهء تاريكى كه در پيش دارند ؛ گريه براى مجازات‌هاى دردناكى كه در انتظار آنهاست ؛ گريه به خاطر اينكه همهء پل‌هاى بازگشت را پشت سر خود ويران ساخته‌اند ؛ و بالاخره گريه براى اينكه ، اين همه استعداد و سرمايهء عمر را از دست داده و رسوايى و تيره روزى و بدبختى براى خود خريده‌اند . و در آخر آيه مىفرمايد : « اين جزاى اعمالى است كه آنها انجام مىدادند ( جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ) ! »