آماده شد تفسير در حوزهء علميّه باشد . اعلام كرديم در مسجد سلماسى درس تفسير در جلسهء خصوصى ايشان مىنوشتند و ما مطالبى را كه از تفاسير ديگر جمع آورى كرده بوديم ، مىگفتيم و ايشان در تفسيرشان اضافه مىكردند . تفسير عمومى كه شروع شد ، ازدحام آوردند و به حدود پانصد نفر - كه تا آن زمان سابقه نداشت - رسيدند . تفسير ايشان يكى از مواد درسى حوزه شد . بعد از اينكه دورهء اوّل تفسير تكميل شد ، به بنده مرحمت كردند .
من گفتم : بايد اين ، چاپ بشود و آوردم تهران و با بعضى دوستان صحبت كردم و تفسير چاپ شد . اين تفسير بيست سال طول كشيد و خودشان بعداً متصدى نوشتن آن شدند . بعد از اينكه تفسير عربى ايشان چاپ شد ، گفتم : اين تفاسير به فارسى ترجمه بشود تا بيشتر مورد استفاده قرار بگيرد .
حدود بيست سال ايشان زحمت كشيدند و من حتى تابستانها خدمت ايشان بودم و با دوستان در خدمتشان كتابها را تصحيح و براى چاپ آماده مىكرديم .
يكى ديگر از تحوّلات ايشان در حوزهء علميّه ، بحث فلسفه بود . در حوزهء علميّه بحث فلسفه نبود . ايشان شرح منظومه را به عنوان اولين كتاب فلسفى تدريس مىكردند . آن موقع كمونيستها انتشارات داشتند و كتابهاى كمونيستى منتشر مىشد ؛ لذا ايشان فرمودند هر كدام از شما در اين باره مطالعه كنيد . ما در اين راستا اصول فلسفه و روش رئاليسم را در شبهاى پنجشنبه با ايشان بحث و اشكال مىكرديم و ايشان جواب مىدادند ، كه مرحوم مطهرى بر آن پاورقى نوشتند ، مىتوان گفت به حق ايشان فيلسوف شرق بودند . بعداً ايشان شفا و درس ملاصدرا و دو كتاب ديگر كه در مدرسهء حقانى تدريس مىشد مىگفتند .
از جمله چيزهايى كه علّامه طباطبائى ايجاد كردند ، درس اخلاق بود . البته درس اخلاق در گوشه و كنار بود ، ولى درس رسمى نبود . عدهاى از خواص در درس اخلاق و عرفان ايشان ، بهطور خصوصى شركت مىكردند . كتابهايى هم در اين باره مرقوم فرمودند كه بعضى چاپ شده و در دسترس عموم است . « 1 »
هامش
( 1 ) . استاد مهدى حائرى تهرانى ، مصاحبهء حضورى