اين دليل كه براى عصمت پيامبران خاطر نشان شد ، عيناً در مورد عصمت امام نيز دليل خواهد بود ، زيرا در حقيقت امام ، از سوى خداوند پاك براى هدايت بشر به عنوان جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله انتخاب شده است . « 1 »
بدينترتيب شيعه معتقد است امام عليه السلام نيز همانند پيامبر صلى الله عليه و آله بايداز جميع گناهان و آلودگىهاى ظاهرى و باطنى ، عمدى و سهوى از دوران كودكى تا هنگام مرگ ، معصوم و منزه باشد ، همچنين كه بايد او از سهو و خطا و فراموش كارى ، عصمت داشته باشد ؛ زيرا امامان همانند پيامبر صلى الله عليه و آله ، حافظ دين و تقويت كننده و نگهدارندهء آن از حوادث هستند . از اين رو ، دليل ما بر عصمتِ ائمهء اطهار عليهم السلام عين دليل بر عصمت پيامبران مىباشد . « 2 »
لطف الهى
گونه خاصى از لطف و فضل كه خداوند برخى را به آن مخصوص كرده ، « عصمت » است و به نوع ديگر لطف « توفيق » گويند .
بدينترتيب خداوند متعال ، فرد مكلّف را از دو گونه لطف برخوردار مىسازد :
1 . عصمت : لطفى كه به سبب آن شخص مكلف ، از ارتكاب كار بد خوددارى ورزد .
2 . توفيق : لطفى كه به موجب آن انسان بر انجام دادن كار نيكى برانگيخته شود ، كه اگر پس از انجام مورد قبول واقع شد ، به آن « توفيق » مىگويند . « 3 »
عصمت از ديدگاه شيخ مفيد
تمامى دانشمندان شيعه ، عصمت پيامبران و امامان را امرى مسلم و ضرورى مىدانند چنان كه شيخ صدوق در كتاب اعتقادات خود به آن تصريح نموده و شيخ مفيد در شرح آن نوشته است كه :
عصمت لطفى از خدا در حق كسانى است كه سخت به او پناه مىبرند . و عصمت نه شخص را از ارتكاب كار بد بازمىدارد و نه او را به انجام دادن كار خوب مجبور مىكند . بلكه آن چيزى
هامش
( 1 ) . مظفر ، عقائد الاماميه ، ص 34 - 36
( 2 ) . همان ، ص 51
( 3 ) . نظر معتزله نيز بر آن است كه « نبوت » لطفى براى مردم است همانگونه كه لطفى است بر كسى كه به رسالت مبعوث شده است