تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزبان وحى و خرد ( يادنامه مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي قدس سره ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
هدف از نگارش اين مقاله ، تبيين و تبويب محتواى كتاب است ، ليكن در آغاز ، نگاهى به شيوهء تفسيرى علّامه در اين كتاب داريم ، « 1 » و قلم سليس و پخته‌اى كه مؤلف درنگارش كتاب به كار برده است ؛ به سبكى كه قابل عرضه و ارائه به جهان عرب نيز باشد . به نقل شهيد قدوسى ( داماد علّامه ) استاد در نگارش اين تفسير و پيش از تدوين نهايى اين اثر ، بسيار به عربى مىنوشت و دور مىريخت . آن قدر نوشت و نوشت و تمرين كرد تا نثرى به اين استوارى و متانت و سلامت در الميزان از خود به يادگار نهاد . شيوهء تفسير علّامه در الميزان ، برگرفته از روش ائمه عليهم السلام است و اين تأليف ، در واقع از آبشخور « قرآن و حديث » ، سيراب گشته است . صاحب الميزان ، هم در تفسير خود از احاديث معصومين بهره گرفته است ، هم روش تفسير آيه به آيه و تبيين معناى آيات با كمك گرفتن از آيات ديگر و استناد به آنها را به كار بسته است ، شيوه‌اى كه امامان نيز از آن استفاده مىكردند . روش كار علّامه به « تفسير قرآن به قرآن » شهرت يافته است و البته دقيق‌تر و عميق‌تر از آن است كه صرفاً با كنار هم قرار دادن آيات مشابه ، مدلول آيهء مورد نظر را روشن سازد ، بلكه به تعبير بعضى از بزرگان ، با اصل قرار دادنِ « آيات محكمات » ، پرده از رخ معناى آياتِ متشابه برداشته است و آيات كليدى قرآن را در تفسير وحى خدا به خوبى مورد استفاده قرار داده است . حضرت على عليه السلام مىفرمايد : « يَنطِقُ بَعْضُه ببعضٍ و يَشْهَدُ بعضه على بعضٍ » « 2 » و اين‌كه بعضى از آيات ، گوياى مفهوم آيات ديگر باشد و شاهد و گواه بر آنها ، مدلول همان تفسير قرآن به قرآن است و به تعبير خود علّامه طباطبائى ، وقتى قرآن كريم ،
« تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
و روشنگر همه چيز است ، چگونه بيانگر و مبيّن خودش نباشد ؟ ! « 3 » و اين هنرمندى
هامش
( 1 ) . دربارهء تفسيرالميزان ، فهرست‌هاى موضوعى و نمايه‌اى به عربى و فارسى نگاشته شده است كه مفيد است ، از جمله : دليل‌الميزان و راهنما و فهرست ترجمه الميزان از الياس كلانترى ، مفتاح الميزان از على رضا ميرزا محمد ، نيز كتاب معارف قرآن در الميزان از سيد مهدى امين ( 2 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء 133 ( 3 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 9 ، چاپ دوم ، دار الكتب الاسلاميه