مشركان مىپندارند معبودانشان شفاعتگر آنانند و امورشان در دنيا به واسطهء آنها تدبير مىشود ، در حالىكه شفاعت هيچكس ، حتى شفاعت فرشتگان - كه خدا آنان را در تدبير امور هستى واسطه قرار داده است - در پيشگاه خدا سودى نمىبخشد ، مگر براى كسى كه او رخصت دهد و فرشتگان را امر كند كه شفيع او شوند و كارش را سامان بخشند . فرشتگان خاضعانه در انتظار فرمان الهىاند ، و در اين فاصله ترسان و نگرانند ، تا چون فرمان الهى در رسد و تدبير برخى امور به آنان واگذار شود ، آرام گيرند و ترس از دلهايشان زدوده شود .
در اين هنگام فرشتگان زيردست از مهتران خود مىپرسند : پروردگارتان چه فرمان داد ؟ مىگويند : آنچه فرمود حق است كه نه دگرگون مىشود و نه باطل مىگردد ، و اوست بلندمرتبهاى كه هرچيزى در برابر او بىمقدار است ، و اوست بزرگى كه جهان هستى در برابر او كوچك است . ( 23 )
اى پيامبر ، از مشركان بپرس : چهكسى از آسمانها و زمين به شما روزى مىدهد ؟ آنان هرچند دريافتهاند كه معبودانشان توان آفرينش ندارند تا روزىدهنده باشند ، ولى به اين حقيقت اعتراف نمىكنند ؛ پس تو خود در پاسخ بگو كه خدا روزىدهندهء شماست نه معبودانتان . و بگو : ما و شما در دو جبههء مخالف قرار داريم ؛ يا ما بر طريق هدايتيم و شما در گمراهى آشكار ، و يا شما بر طريق هدايتيد و ما در گمراهى آشكار ؛ اينك بينديشيد و رهيافته را از گمراه بازشناسيد . ( 24 )
بگو : نه از شما دربارهء گناهى كه ما مرتكب شدهايم پرسش مىشود و نه از ما دربارهء آنچه شما مىكنيد سؤال خواهد شد . ( 25 )
بگو : پروردگارمان ما و شما را در سراى آخرت يك جا گرد مىآورد ؛ سپس ميان ما و شما به حق جدايى مىاندازد و ما را از يكديگر متمايز مىسازد ، تا هركسى به سزاى خود برسد . اوست كه همهء چيزها را مشخص مىسازد و نيكوكاران را از بدكاران جدا مىكند و به هرچيزى داناست . ( 26 )
بگو : كسانى را كه به خدا ملحق نموده و همتايان او پنداشتهايد به من نشان دهيد تا بنگرم آيا در آنها ويژگىهايى از خدا وجود دارد كه شايستهء پرستش باشند ؟ هرگز چنين نيست . آنها از آنرو كه يا فاقد علم و قدرت و حياتند و يا اين ويژگىها را خدا به آنها عطا كرده است خدا نيستند تا سزاوار پرستش باشند . آنكه شايستهء پرستش است خداوندى است كه عزيز است پس كسى به الوهيت و ربوبيت او راهى ندارد ، و حكيم است پس خود نيز كسى را از آن بهرهاى نمىدهد كه كارى گزاف است . ( 27 )
ما تو را به رسالت نفرستاديم مگر براى اينكه مردم را از گناه بازدارى و بشارتدهنده و اخطاركننده باشى ، ولى بيشتر مردم نمىدانند كه اگر جز خدا پروردگارى داشتند ، حتما از جانب او پيامبرى اخطاركننده و بشارتدهنده براى آنان مىآمد . ( 28 )
كفرپيشگان به مسخره از پيامبر و مؤمنان مىپرسند : اگر راست مىگوييد كه قيامتى در كار است ، اين وعده كى تحقق خواهد يافت ؟ ( 29 )
بگو : براى شما وعدهء روزى خواهد بود كه نه اندكزمانى از آن بازمىمانيد كه ديرتر از وقتش بدان رسيد و نه از آن سبقت مىگيريد كه زودتر از هنگامش به آن درآييد . ( 30 )
آنان كه به رسالت پيامبران كافر شدند گفتند : ما هرگز نه به اين قرآن ايمان مىآوريم و نه به تورات و انجيل كه پيش از آن بودهاند اى پيامبر ، اى كاش مىديدى زمانى را كه اين ستمكاران در پيشگاه خدا براى محاسبه و مجازات بازداشت شدهاند و به بحث و جدال مىپردازند و هردستهاى سخن دستهء ديگر را مردود مىشمرد . در آن روز كافرانى كه به دست مستكبران كفرپيشه به ناتوانى كشيده شده بودند به آنان مىگويند : اگر شما نبوديد و ما را به كفر مجبور نمىكرديد قطعا ما مؤمن مىشديم . ( 31 )
ترجمه قرآن كريم بر اساس الميزان ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: سيد محمد رضا صفوى
ص٤٣١