و به بنى اسرائيل زمانى را يادآورى كن كه آن كوه را از بن بركنديم و همچون سقفى آن را بر فرازشان قرار داديم به گونهاى كه پنداشتند بر سرشان فرو خواهد افتاد ؛ آنگاه گفتيم : كتابى را كه به شما دادهايم به جدّ و جهد بگيريد و احكام و معارفى را كه در آن است به خاطر داشته باشيد ، باشد كه تقوا پيشه سازيد . ( 171 )
و يادآور زمانى را كه پروردگارت از فرزندان آدم ، از پشتشان ، ذريهء آنان را گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟
گفتند : چرا ، تويى پروردگار ما و ما حقيقتى جز اينكه مملوك تو باشيم نداريم ؛ ما اين را ديدهايم و بر آن گواهيم . چنين كرديم تا روز قيامت نگوييد ما از اين حقيقت بىخبر بوديم . ( 172 )
آرى ربوبيت خود را نه تنها به پدرانتان بلكه به شما نيز نشان داديم تا روز قيامت نگوييد : جز اين نيست كه پدرانمان پيش از ما شرك ورزيدند و ما پس از آنان فرزندان ايشان بوديم و اعتقادى جز شرك نمىشناختيم ؛ پس آيا ما را به آنچه آن باطلگرايان انجام دادند به هلاكت مىرسانى [ به آتش دوزخ عذاب مىكنى ] ؟ ( 173 )
و بدينسان نشانههاى خود را به تفصيل بيان مىكنيم تا آنچه بايد ، تحقق يابد و باشد كه آنان به حق بازآيند . ( 174 )
و براى بنى اسرائيل بخوان خبر آنكس را كه ما نشانههاى خود را به او داديم و راه معرفت حق براى او آشكار شد ولى او خود را از آنها به درآورد و شيطان از پى او روان گرديد و در نتيجه او از گمراهان گشت . ( 175 )
و اگر مىخواستيم ، با نشانههايى كه به او نمايانديم وى را به جايگاهى رفيع بالا مىبرديم و به قرب خويش مىرسانديم ، ولى نخواستيم ، زيرا او به زمين چسبيد و به لذتهاى دنيا گرايش يافت و از هواى نفس خود پيروى كرد . پس حكايت او مانند حكايت سگ تشنه است كه اگر بر او هجوم برى لهله مىزند ، و اگر رهايش كنى باز هم لهله مىزند . اين حكايت مردمى است كه آيات ما را دروغ انگاشتند . پس اين داستان را براى آنان بخوان ، باشد كه بينديشند . ( 176 )
مردمى كه آيات ما را دروغ شمردهاند داستان بدى دارند و با اين كارشان بر خود ستم كردهاند . ( 177 )
هركه را خدا هدايت كند او حقا هدايت يافته است ، و كسانى را كه به گمراهى مىافكند واقعا زيانكارند . ( 178 )
ترجمه قرآن كريم بر اساس الميزان ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: سيد محمد رضا صفوى
ص١٧٣