وحى متهم مىكنند . در اين ميان چهرههاى برجستهاى كه ميان عقل و نقلْ وفاق و همگرايى ايجاد كرده و با نگرش عقلانى و وحيانى همزمان ، امكان همسويى اين دو مشرب و مكتب را مدلل ساختهاند ، بسيار اندكاند . محدثان را مىتوان پرچمدار نقلگرايى دانست ؛ چنانكه فلاسفه در صف اول عقلگرايى قرار دارند .
علّامه مجلسى از آن نقلگراهاست كه با عقل گرايى از نوع فلسفه برگرفته از يونان به مخالفت برخاسته و از متفكران اسلامى به خاطر كرنش در مقابل اين فلسفه و تحميل آن بر آيات و روايات به شدت انتقاد كرده است . اين انتقاد اختصاص به فلسفه ندارد ، بلكه ايشان در كنار فلسفه ، به عرفان و به ويژه تصوف نيز تاخته است . اين امر در لابهلاى بسيارى از نگاشتههاى اين محدث بزرگ انعكاس يافته است .
البته بايد توجه داشت كه علّامه مجلسى با مطلق عقلگرايى هيچ مخالفتى نداشته و خود از آن دفاع كرده است . به همين دليل است كه ايشان در مقابل اخباريان از اجتهاد و استنباط دفاع كرده و از آنان به خاطر تعطيل هرگونه عقلگرايى در برخورد با آيات و روايات انتقاد كرده است .
به عنوان مثال در ذيل روايت « ما أحد ابتدع بدعة إلّا ترك بها سنّة ؛ « 1 » هيچ كس بدعتى را بنيان نگذاشت مگر به خاطر آن سنّتى را رها ساخت » .
چنين آورده است :
ربما يقال هذه الاخبار تدل على نفى الاجتهاد مطلقاً و فيه إن للمحدثين ايضاً نوعاً من الاجتهاد يقع منهم الخطأ والصواب ؛ « 2 »
ممكن است گفته شود كه اين روايات مطلق اجتهاد را نفى مىكند ، اما اين مدعا نادرست است ؛ زيرا محدثان نيز داراى نوعى اجتهادند كه گاه به صواب مىانجامد و گاه به خطا مىرود .
البته بايد دانست نفى مطلق اجتهاد از سوى شمارى از اخباريان مطرح شده است ؛ چنانكه آنان تنها منبع فهم دين را كتاب و سنت مىشناسند . « 3 » ميان محدثان و اخباريان
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 58 .
( 2 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 200 .
( 3 ) . براى تفصيل بيشتر ر . ك : مصادر الاستنباط بين الاصوليين و الاخباريين ، ص 179 - 222 .