روز بيست و هفتم
در اين روز ، به قولى روز وفات امام على نقى عليه السلام است . « 1 »
بدان كه سال شهادت آن جناب به اتفاق سال دويست و پنجاه و چهار است و در روز وفات اختلاف است : بعضى سوم رجب گفتهاند ، « 2 » و شيخ كلينى « 3 » و مسعودى « 4 » چهار روز به آخر جمادى الآخره فرمودهاند .
و سنّ شريف آن حضرت در آن وقت به چهل يا چهل و يك سال و كسرى رسيده بود « 5 » و در وقتِ وفاتِ والدِ بزرگوارش شش سال و پنج ماه تقريباً از سنّ شريفش گذشته بود كه به منصب جليل امامت رسيد و قريب به سيزده سال در مدينه توقف داشت و بعد از آن متوكّل آن جناب را به سُرَّ مَن رأى طلبيد « 6 » و بيست سال در آنجا توقف داشت . و توطّن فرمود در خانهاى كه اكنون مدفن آن حضرت است و درك فرمود زمان سلطنت معتصم و واثق و متوكّل و منتصر و معتز را و در ايام خلافت معتز آن حضرت را زهر دادند و شهيد نمودند .
در وقت شهادت آن امام غريب ، غير از امام حسن عسكرى عليه السلام نزد بالين آن جناب نبود و چون رحلت فرمود جميع امراء و اشراف حاضر شدند و امام حسن در مصيبت پدر خود گريبان چاك زد و خود متوجه غسل و كفن و دفن والد بزرگوار خود شد و آن جناب را در حجرهاى كه محل عبادت آن حضرت بود ، دفن كرد .
جمعى از جاهلان احمق بر آن حضرت اعتراض كردند كه گريبان چاك زدن در
هامش
( 1 ) . كلينى ( كافى ، ج 1 ، ص 497 ) و مسعودى ( مروج الذهب ، ج 4 ، ص 17 ) چهار روز به آخر جمادى الآخره گفتهاند
( 2 ) . مصباح كفعمى ، ج 2 ، ص 598 ، فصل 42 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 497 .
( 4 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 170 .
( 5 ) . رك : كافى ، ج 1 ، ص 497 .
( 6 ) . كافى ، ج 1 ، ص 498 .