مسألهء سيم :
بهتر آن است كه زكات فطره را به خويشان غير واجب النفقه بدهند و بعد از آن به همسايگان فقير و بعد از آن به كسانى كه صالحتر و فاضلتر و فقيرتر باشند . و بهتر آن است كه به سائل به كف داده نشود .
مسألهء چهارم :
هر كسى خود مىتواند كه زكات فطرهء خود را به مستحقّ برساند و شيخ مفيد فرموده است كه : به نزد مجتهد جامع الشرائط برد كه او به مستحق رساند « 1 » .
و حق آن است كه اين لازم نيست ، بلكه هر كسى خود مىتواند كه به مستحقّين بدهد . بلى ، دور نيست كه سنّت باشد كه به نزد او برند كه به مستحقّ رساند .
مسألهء پنجم :
حق آن است كه مىتوان زكات فطره را بعد از جدا كردن به ولايتى ديگر نقل كرد و به مستحقّين آنجا رسانيد ، و ليكن هرگاه ممكن بوده كه در ولايتى كه اول بوده به فقرا بدهد و ندهد و نقل كند ، ضامن آن خواهد بود و هرگاه تلف شود ، بايد دوباره بدهد . بلى ، اولى و افضل آن است كه زكات فطرهء هر شخصى در همان ولايتى كه شب روز عيد فطر « 2 » در آنجا هست ، به فقرا داده شود و نقل به ولايتى ديگر نشود .
مسألهء ششم :
واجب است نيّت كردن در وقت دادن زكات فطره . و اگر جدا كند كه بعد بدهد ، بايد در وقت جدا كردن نيّت كند . و نيّت آن به اين طريق است كه قصد كند كه زكات فطره خود را مىدهم واجب ، قربة إلى اللّه .
و هرگاه عيالى داشته باشد ، آنها را نيز در نيّت ضمّ كند ، به اين نحو كه : « زكات فطره خود و عيال خود را مىدهم » و در وقت جدا كردن قصد كند كه : « فلان مال را به جهت زكات فطره معيّن مىكنم » .
و ساير متعلّقات نيّت فطره ، به نحوى است كه در نيّت زكات مال گذشت « 3 » . و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) . المقنعة : 252 .
( 2 ) . ب : « شب و روز عيد فطر » .
( 3 ) . ر . ك : ص 255 ، مسألهء يازدهم .