فصل چهارم در جنس زكات فطره و مقدار آن
امّا جنس فطره :
پس مشهور ميان متأخّرين « 1 » آن است كه آنچه هر كس قوت غالب اوست ، مىتواند داد . و احوط ، بلكه اقوى آن است كه جو يا گندم يا خرما يا مويز يا كشك يا ذرّت بدهد . و افضل آن است كه خرما بدهد و بعد از آن ، هر كدام از اجناس مذكوره كه قوت غالب آن شخص باشد .
و بدان كه جايز است دادن قيمت اجناس ؛ خواه اجناس را داشته باشد يا نه . و احوط آن است كه هرگاه قيمت آن را بدهد ، نقد بدهد نه جنس ديگر . و اگر نقد يا جنس آن فطره را نداشته باشد ، احوط آن است كه جنسى ديگر را به فقير نقد بفروشد و آن نقد را به عوض فطره حساب كند ، بلكه اگر نقد يا جنس فطره را هم داشته باشد ، مىتواند چنين كند ، و ليكن بايد پيش از گذشتن وقت فطره دادن ، چنين كند ، مثل پارچه يا مس يا غير اينها .
و جايز است شخصى كه فطرهء چند نفر را مىدهد ، فطرهء بعضى را جنس بدهد و فطرهء بعضى ديگر را جنسى ديگر . امّا اظهر آن است كه جايز نباشد كه بعضى از فطرهء
هامش
( 1 ) . ن . ك : المعتبر 2 : 605 ؛ نهاية الإحكام 1 : 536 ؛ المهذّب البارع 1 : 174 .