بگيرند و نفقه و كسوهء ايشان با آن شخص نباشد ، فطرهء آنها به آن شخص واجب نيست . و اگر نفقه و كسوهء آنها با آن شخص باشد - خواه علاوه بر نفقه و كسوه اجرت هم بگيرند يا نه - پس اگر در خانهء آن شخص باشند ، شكّى نيست كه فطرهء آنها بر آن شخص واجب است كه بدهد . و اگر در خانهء او نباشند ، مثل اينكه مكارى يا ساربان در سفرى باشد و از مال آن شخص خرج كند ، يا شبان نفقه را برده باشد تفجّرا و در آنجا مصرف رساند ، اظهر آن است كه فطرهء آنها بر آن شخص واجب است و بايد بدهد . و در اين صورت ، هرگاه آن ساربان يا شبان يا نوكر يا مانند اينها اگر توانگر باشند ، اگر خود بدهند احوط است .
مسألهء پنجم :
بعضى از علماء گفتهاند كه اگر كسى عيال ديگرى نباشد ، امّا نفقه و كسوهء او را دهد و در خانهء ديگر باشد ، زكات او بر نفقه دهنده واجب نيست . و اين خالى از اشكال نيست ؛ به جهت اينكه با وجود آنكه قرار داده باشد كه نفقه و كسوهء او را بدهد ، ديگر داخل عيال او نبودن خلاف ظاهر است . پس اولى و احوط در اين صورت نيز آن است كه آن شخص نفقه دهنده فطره را بدهد و آن گيرنده نيز هرگاه غنى باشد ، خود هم بدهد ، يا يك كدام به اذن ديگرى بدهند .
مسألهء ششم :
اگر شخصى در شب عيد فطر ميهمان شخص فقيرى بشود ، پس [ اگر ] ميهمان خود هم فقير باشد ، فطرهء او بر هيچ كدام لازم نيست . و اگر ميهمان توانگر باشد ، بر خود ميهمان لازم است كه فطرهء خود را بدهد بنابر اقوى . و هرگاه در اين صورت آن صاحب خانهء فقير تبرعا فطرهء او را بدهد ، كافى نيست ، بلكه باز بر ميهمان لازم است كه خود فطرهء او را بدهد ، مگر هرگاه ميهمان اذن به صاحب خانه بدهد كه فطرهء او را بدهد كه در اين صورت دادن صاحب خانه كفايت مىكند .
مسألهء هفتم :
طفلى كه در شكم است و هنوز متولّد نشده است ، فطرهء او واجب نيست ، مگر هرگاه پيش از غروب آفتاب عيد فطر متولّد شود ، كه در اين صورت فطرهء او واجب است . و هرگاه بعد از غروب يا پيش از ظهر روز عيد متولّد شود ،