مسألهء هفتم :
هرگاه زكات بر ذمّهء كسى باشد و وقت مردن او برسد ، واجب است بر او كه وصيّت كند كه زكات را بدهند . و بايد وصيّت كردن او به نحوى باشد كه بعد از وفات او به ثبوت شرعى برسد كه وصيّت كرده ؛ يعنى در حضور دو نفر عادل يا جمعى كه از قول آنها علم به هم برسد ، وصيّت كند .
مسألهء هشتم :
هرگاه شخصى زكات خود را به ديگرى بدهد كه ميان مستحقّين تقسيم كند ، هرگاه آن ديگرى خود فقير باشد و مستحقّ زكات باشد ، مىتواند قدرى از آن را خود بردارد . و بهتر آن است كه هرگاه محلّ تهمت باشد ، خود برندارد و از آن اجتناب كند .
مسألهء نهم :
هرگاه محتاج باشد به بيرون كردن زكات بر وزن كردن يا كيل كردن ، مزد كشنده يا كيلكننده بر صاحب مال است و نمىتوان از زكات داد .
مسألهء دهم :
كسى كه زكات خود را بيرون كند و به مستحقّ برساند ، مكروه است كه دوباره خود از آن مستحقّ بخرد ، يا به نوعى ديگر مالك شود ، به اختيار خود . امّا هرگاه بدون اختيار او باشد ، ضرر ندارد . مثل اينكه زكات خود را به يكى از خويشان غير واجب النفقهء خود بدهد و او بميرد و ارث او منتقل به آن شخصى كه زكات داده ، شود .
مسألهء يازدهم :
واجب است نيّت كردن در زكات ، و بدون نيّت دادن زكات كافى نيست و از شغلذمّگى بيرون نمىآيد .
پس اگر صاحب مال ، خود زكات را به فقير بدهد ، يا به مصرف ديگر برساند ، بايد در وقت دادن زكات به فقير ، يا به مصرف رسانيدن ، نيّت كند . و اگر به مجتهد يا عامل او بدهند ، بايد در وقت دادن به آنها نيّت كند . و بهتر آن است كه در اين صورت مجتهد يا عامل نيز در وقت دادن به مستحقّ ، نيّت كنند .
و اگر زكات خود را به وكيل خود بدهد كه به مستحقّ رساند ، احوط آن است كه صاحب مال در وقت دادن به وكيل نيّت كند و وكيل نيز در وقت دادن به مستحقّ نيّت كند .