زكات ادا نمود ، اگر چه معلوم شود كه توبه كردهاند .
و از جملهء صرف معصيت است هرگاه به اسراف خرج كرده باشند . و هرگاه ندانى كه در معصيت خرج كرده يا نه ، تفحّص لازم نيست ، بلكه مىتوان از زكات قرض او را ادا نمود .
و مخفى نماند كه همچنان كه جايز است دادن قرض قرضداران را از زكات ، و همچنين جايز است كه هرگاه كسى طلبى از شخصى داشته باشد و آن شخص فقير باشد و قادر بر دادن قرض نباشد ، هرگاه زكاتى بر ذمّهء آن كس باشد ، آن زكات را ندهد و به عوض طلبى كه از آن شخص دارد ، نگاه دارد .
و بدان كه همچنان كه جايز است ادا كردن قرض زنده از زكات ، همچنين هرگاه كسى بميرد و قرضى داشته باشد و تركهء او وفا به قرض او نكند ، جايز است كه از زكات قرض او را ادا كنند . و همچنين جايز است كه اگر شخصى خود طلب از ميّتى داشته باشد و تركهء او وفا به طلب او نكند ، زكات خود را به عوض طلب او حساب كند و نگاه دارد .
و بدان كه شرط است كه قرضدار سيّد نباشد و شيعهء اثنى عشرى باشد . و شرط نيست كه واجب النفقهء دهندهء زكات نباشد ، بلكه هرگاه واجب النفقه كسى قرضدار باشد ، آن كس مىتواند كه قرض او را از زكات خود ادا كند ، همچنان كه سابقا مذكور شد .
تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: المحقق النراقي
ص٢٤٥